﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>نگارنده : محمد سرابی</title>
    <description>www.negarande.ir</description>
    <link>http://negarande.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>محمد سرابی</managingEditor>
    <lastBuildDate>Sat, 27 Feb 2010 12:44:48 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;laquo;نشانه&amp;zwnj;ها&amp;raquo;ی خالی از معنا&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;رفتارها- محمدسرابی:&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بساط دستفروش&amp;zwnj;های کنار خیابان پر از زینت&amp;zwnj;آلات و بیشتر از همه گردن&amp;zwnj;آویزهای نقره&amp;zwnj;ای رنگی است که هریک به شکلی ساخته شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مشتریان این بازار جوانان و مخصوصا نوجوانان هستند که در مقابل ردیف گردن آویز&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;ایستند و در میان این معجون به دنبال جذاب&amp;zwnj;ترین شکل می&amp;zwnj;گردند. فروشنده و خریدار چیز زیادی از معنی این اشکال نمی&amp;zwnj;دانند و درباره آن هم صحبت نمی&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;گویی همه پذیرفته&amp;zwnj;اند که زینت&amp;zwnj;آلات تنها زینت هستند ولی این هراس همیشه وجود دارد که ما چیزی را به گردن بیندازیم که معنایی ناشناخته، غریب و زیانبار داشته باشد&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://www.drugculture.net/images/cannabis_leaf.gif" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;طرحی که چندسال قبل روی تیشرت&amp;zwnj;ها، کمربندها و حتی قوطی سیگارها راه پیدا کرد ظاهرا شبیه برگ گیاهی معمولی است که به شکل نیم دایره و از تعدادی برگ&amp;zwnj; تیزکوچک و بزرگ ساخته می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این نشانه به تعداد زیادی تکثیر شده و از طرف جوانان مورد استقبال قرارگرفت در حالی&amp;zwnj;که نمی&amp;zwnj;توان فهمید چندنفر از کسانی که این برگ را به گردن خود آویخته&amp;zwnj;اند دقیقا از معنای آن خبر دارند. این طرح در واقع برگ گیاه ماری&amp;zwnj;جوانا است که در ایران آن را با نام حشیش می&amp;zwnj;شناسیم. روی یک قوطی سیگار فلزی تصویربرگ حشیش به همراه عبارت انگلیسی &amp;laquo;زندگی&amp;zwnj;ات را روشن کن&amp;raquo; کشیده شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فروشنده می&amp;zwnj;گوید که این برگ&amp;zwnj;، برگ توتون است ولی برگ&amp;zwnj;های گیاه توتون پهن&amp;zwnj;تر هستند و تفاوت مشخصی با برگ حشیش دارند. اگرچه می&amp;zwnj;توان از یک گیاه&amp;zwnj;شناس کمک گرفت ولی طرح قوطی سیگار را به فرزان سجودی، نشانه&amp;zwnj;شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران نشان می&amp;zwnj;دهیم. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;بله. این تصویر شمایلی از گیاه شاهدانه یا همان حشیش است.&amp;raquo; ولی چگونه است که نشانه نوعی ماده مخدر تا این حد گسترش پیدا می&amp;zwnj;کند و خود را در همه&amp;zwnj;جا نشان می&amp;zwnj;دهد. آیا نباید انتظار داشت که عموم مردم معنی آن را بدانند؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://cannabiscup.net/img/posters/8th-cannabis-cup-1995.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سجودی در شرح این موضوع با ذکر مقدمه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;گوید:&amp;laquo;معمولا کسانی که از این نوع نشانه&amp;zwnj;ها استفاده می&amp;zwnj;کنند به دنبال معنای قطعی آن نیستند. هر نشانه&amp;zwnj;ای در بافت و زمینه اجتماعی فرهنگی خود، با کاربرد ویژه، در کنار دیگر نشانه&amp;zwnj;ها و در دوره مشخص تاریخی معنای واضحی دارد ولی وقتی از آن بافت جدا شد و در مکان و زمان دیگری به کار رفت، معنایی متفاوت پیدا خواهد کرد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او درباره مد می&amp;zwnj;گوید:&amp;laquo;از طرف دیگر وقتی نشانه&amp;zwnj;ای تبدیل به مد می&amp;zwnj;شود،دیگر معنای قطعی خود را پیش مردم نخواهد داشت. همیشه به این نکته توجه کنید که توده مردم، یک نشانه را خوانش و تفسیر نمی&amp;zwnj;کنند بلکه خیلی ساده آن را مصرف می&amp;zwnj;کنند. مد به صورتی ناگهانی و هنجار گریخته رواج پیدا می&amp;zwnj;کند، برای جوانان دارای جاذبه&amp;zwnj; آنی است و آنها شروع به مصرف این نشانه در چارچوب مد خواهند کرد تا زمانی که اهمیت و برجستگی خود را از دست بدهد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از بهترین مثال&amp;zwnj;ها شلوار جین است. این نوع پوشش سال&amp;zwnj;ها قبل برای کارگران معدن، گاوچران&amp;zwnj;ها و کشاورزان آمریکایی ساخته شده بود و در واقع نوعی لباس کار بود. کم&amp;zwnj;کم گرایش جوانان به این پوشش باعث شد تا در دهه 60 میلادی تبدیل به نشانه&amp;zwnj;ای از نسل جوان شود اما در میان عموم مردم بازهم لباسی غیررسمی و متعلق به گروه&amp;zwnj;های پایین جامعه بود. 40سال قبل شلوار جین با نام شلوار لی در میان جوانان ایران رایج شد به طوری که تبدیل به نشانه&amp;zwnj;ای از برتری فرهنگی شده بود. سپس کاپشن جین که همرنگ با شلوار بود هم رده کامل&amp;zwnj;تر آن را ساخت. آن زمان برای خیلی از جوانان،پوشیدن شلوار جین اهمیت زیادی داشت ولی امروز شلوار لی اگرچه لباس رسمی نیست اما معنای خاصی هم ندارد مگر اینکه با لباس&amp;zwnj;های دیگری همراه باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولی چگونه یک نشانه از معنا تهی می&amp;zwnj;شود؟ کسی که برای اولین&amp;zwnj;بار نشانه&amp;zwnj;ای را از یک طرح باستانی یا جدید تولید می&amp;zwnj;کند قصد بیان مفهومی را دارد و می&amp;zwnj;خواهد تعلق خود را به گروه یا عقیده&amp;zwnj;ای نشان دهد ولی با گذشت زمان آن فضا اهمیت خود را از دست خواهد داد. دیگر مهم نیست که این نشانه نمایانگر تعلق به چه گروهی است&amp;nbsp; و چه تفکری را پشتیبانی می&amp;zwnj;کند و اینجاست که نشانه بدون معنای خاص و تنها به دلیل شکل ظاهری جذابش به زندگی خود ادامه می&amp;zwnj;دهد در حالی که دیگر از طرف مردم به رسمیت شناخته نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ممکن است علامت عقیده&amp;zwnj;ای عمیق و پرمعنا تبدیل به یک مد روزمره شود. نزدیک 15سال پیش نشان صلح که جای پای کبوتر را در میان دایره&amp;zwnj;ای نقش کرده است در ایران با بار منفی و به عنوان نشان موسیقی ممنوع رپ شناخته می&amp;zwnj;شد و هرکسی هم سعی می&amp;zwnj;کرد خطوط آن را به همین شکل و مطابق آثار سوء فرهنگ&amp;zwnj;های بیگانه تفسیر کند. حتی نوجوانانی هم که این علامت را روی لباس یا جا کلیدی&amp;zwnj;های خود داشتند تصور می&amp;zwnj;کردند نشانه&amp;zwnj;ای مرموز را حمل می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فردین علی&amp;zwnj;خواه- جامعه&amp;zwnj;شناس- می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;هرگروه، جریان یا جنبش اجتماعی نشانگان هویتی را برای خود ایجاد می&amp;zwnj;کند تا افراد درون آن را متمایز سازد. لباس و موسیقی دو ابزار اصلی هویت&amp;zwnj;ساز هستند و معمولا گروه&amp;zwnj;های سنی جوان و نوجوان را جذب می&amp;zwnj;کنند. نوجوانی که این نشانه&amp;zwnj;ها را داشته باشد توسط همسالان خود تایید شده و اعتباری به دست می&amp;zwnj;آورد. خیلی اوقات والدین به این حرکات اعتراض می&amp;zwnj;کنند زیرا آنها دوران نوجوانی را طی کرده و به ثبات بزرگسالی رسیده&amp;zwnj;اند. شاید فرزندانشان هم بعدا در سن آنها همین حس را داشته باشند&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویژگی مد،ناپایدار بودن آن است. همچنان که هپیی&amp;zwnj;ها و پانک&amp;zwnj;ها&amp;nbsp; زمانی مد محسوب می&amp;zwnj;شدند و امروز اثری از آنها نمانده است،گروه&amp;zwnj;ها و مدهای دیگر هم با گذشت زمان محو می&amp;zwnj;شوند و نشانه&amp;zwnj;های جدید با نگرانی&amp;zwnj;های جدید به وجود می&amp;zwnj;آید. همین الان هم در اطراف ما نشانه&amp;zwnj;های نگران&amp;zwnj;کننده دیده می&amp;zwnj;شوند. آنچه که در حال رشد است حلقه و میخ و نگین&amp;zwnj;هایی است که در بینی و ابرو و لب نصب می&amp;zwnj;شود. آیا این زینت&amp;zwnj;آلات معنا و مفهوم فرهنگی خاصی دارند یا مانند دیگر نشانه&amp;zwnj;های تزئینی پس از مدتی عادی و فراموش خواهند شد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://negarande.ir//post/79.htm</link>
      <author>محمد سرابی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=25259&amp;postID=4277801</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-25259.post-4277801</guid>
      <pubDate>Sat, 27 Feb 2010 12:44:48 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>کنفرانس افغانستان</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;جنگ فرسایشی و کنفرانس بی&amp;zwnj;نتیجه&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;محمد سرابی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;کشورهای اروپایی شرکت&amp;zwnj;کننده در اشغال افغانستان به این نتیجه رسیده&amp;zwnj;اند که هزینه&amp;zwnj;های باقی ماندن در این کشور بسیار زیاد است و طالبان هم با این روش نابود نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;&lt;img src="http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8811/Afghan-21-11-88-at.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;به همین دلیل چند وقت قبل کنفرانس افغانستان در شهر لندن برگزار شد تا مقامات افغان و کشورهای غربی به دنبال راه&amp;zwnj;حلی برای ادامه جنگ در افغانستان بگردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;بعد از حملات 11 سپتامبر 2001، امریکا که القاعده را در این حوادث مقصر می&amp;zwnj;دانست، به افغانستان حمله کرد. در آن زمان افغانستان تحت تسلط طالبان، پایگاه اصلی القاعده بود. انگلیس هم در ابتدای این جنگ همراه امریکا شد. بعد از سقوط طالبان، کشورهای دیگری مانند اعضای ناتو هم به اشغالگران اضافه شدند؛ ولی با گذشت زمان نه طالبان به طور کامل از بین رفت و نه القاعده نابود شد. هر چند روز یک بار درگیری&amp;zwnj;هایی بین سربازان خارجی و اعضای باقی&amp;zwnj;مانده طالبان اتفاق می&amp;zwnj;افتد یا تعدادی از مردم غیرنظامی کشته می&amp;zwnj;شوند. طولانی شدن جنگ باعث شد بعضی از کشورهای اروپایی مانند اسپانیا، ارتش خود را از افغانستان خارج کنند. بعضی از کشورها مانند فرانسه هم امسال اعلام کرده&amp;zwnj;اند که راه&amp;zwnj;حل مشکل افغانستان، نظامی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;حامد کرزای در انتخابات ریاست جمهوری امسال افغانستان به سختی پیروز شد و انتخاب وزرا و اعضای دولتش هم با بدبینی نمایندگان مجلس افغانستان همراه بود؛ حتی در روز معارفه وزرای جدید، طالبان توانست به عمق کابل و ساختمان ریاست جمهوری نفوذ کند. البته طالبان هم فهمیده&amp;zwnj; که با این حمله&amp;zwnj;ها دولت از بین نمی&amp;zwnj;رود و نیروهای خارجی هم شکست نمی&amp;zwnj;خورند. بعضی از سیاست&amp;zwnj;مداران خارجی عقیده دارند که باید با طالبان مذاکره کرد. ناتو طرحی را پیشنهاد کرده است که به شرط کنار گذاشتن اسلحه به طالبان پول پرداخت شود و نخست&amp;zwnj;وزیر انگلیس هم از &amp;laquo;افغانی کردن&amp;raquo; اداره افغانستان صحبت می&amp;zwnj;کند. البته بر خلاف اروپایی ها، امریکا در حال تقویت ارتش خود است.در کنفرانس لندن نتیجه خاصی به دست نیامد؛ با این حال چند ماه دیگر کنفرانسی در کابل تشکیل می&amp;zwnj;شود تا گفت&amp;zwnj;وگوهای لندن ادامه یابد.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://negarande.ir//post/76.htm</link>
      <author>محمد سرابی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=25259&amp;postID=4236847</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-25259.post-4236847</guid>
      <pubDate>Thu, 18 Feb 2010 07:42:20 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>آبخازیا-دیوار غزه-فساد سیاسی در افغانستان</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;آیا این&amp;zwnj;جا کشور است؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;محمد سرابی&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;img title="قففاز" src="http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8810/Gorj-7-10-88-at.jpg" alt="آبخازیا" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;در اولین انتخابات &amp;laquo;آبخازیا&amp;raquo; رئیس جمهور قبلی این کشور، &amp;laquo;سرگئی باگاپس&amp;raquo; دوباره رئیس جمهور شد&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;بیشتر کشورهای دنیا آبخازیا را کشور نمی&amp;zwnj;شناسند. آبخازیا و اوستیا مناطقی از گرجستان هستند که ادعای جدایی&amp;zwnj;طلبی و تشکیل کشور مستقل را دارند.&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;در سال 2008 حوادثی در این منطقه رخ داد که باعث حمله روسیه به آن&amp;zwnj;جا شد و دولت روسیه اعلام کرد برای حفظ جان اتباع خود که در معرض خطر نیروهای گرجستان قرار دارند وارد آبخازیا شده است. ارتش کوچک گرجستان در مقابل ارتش روسیه شکست خورد و عقب&amp;zwnj;نشینی کرد. بعد از این حمله روسیه و بعد از آن ونزوئلا کشور آبخازیا را به رسمیت شناختند و باگاپس خود را رئیس جمهور خواند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;درون کشور روسیه هم بعضی از مناطق مدعی جدایی&amp;zwnj;طلبی هستند.چچن یکی از این مناطق است. مدتی پیش در این کشور انتخابات برگزار شد و &amp;laquo;رمضان قدیراُف&amp;raquo; که طرفدار اتحاد با روسیه است به قدرت رسید. الان چچن بخشی خود مختار است که زیر نفوذ و جزء خاک روسیه محسوب می&amp;zwnj;شود ولی گروه&amp;zwnj;های مسلح در این منطقه در حال جنگ با دولت و نظامیان روسیه هستند. معمولاً بیشتر کشورهای جهان چنین مناطقی را کشور محسوب نمی کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;حصار فولادی&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;&lt;img src="http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8810/Gaza-7-10-88-at.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;تنها راه ارتباط نوار غزه با دنیای خارج در مرز مصر با دیواری فولادی پوشانده خواهد شد&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;این مرز تا به حال با سیم&amp;zwnj;خاردار و موانع بتونی حفاظت می&amp;zwnj;شد و امکان رفت و آمد از آن بسیار محدود بود. گذرگاه رفح تنها دروازه&amp;zwnj;ای است که می&amp;zwnj;توان از طریق آن وارد غزه شد و بقیه گذرگاه&amp;zwnj;ها همه به فلسطین اشغالی ارتباط دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;ساکنان غزه برای انتقال کالاهای مورد نیاز تونل&amp;zwnj;های زیر زمینی زیادی در زیر این خط مرزی کنده&amp;zwnj;اند که آنها را به نقاطی در خاک مصر وصل می&amp;zwnj;&amp;zwnj;کند. دولت فلسطین اشغالی و کشورهای غربی می&amp;zwnj;گویند که این تونل&amp;zwnj;ها راهی برای انتقال اسلحه به گروه حماس در نوار غزه است و حالا مصر قصد دارد مرز غزه را با دیواری بزرگ و آهنی بپوشاند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دیوار قبلی بین غزه و مصر که خراب شد&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;هنوز بخش اصلی کار انجام نشده است ولی گفته می&amp;zwnj;شود این دیوار 50 سانتی&amp;zwnj;متر قطر، 20 تا 30 متر ارتفاع و 10 کیلومتر طول دارد. برای جلوگیری از کندن تونل، پایه دیوار حدود 18 متر درون زمین ادامه پیدا می&amp;zwnj;کند و حسگرهایی در عمق زمین نصب می&amp;zwnj;شوند تا لرزش ناشی از حفاری را شناسایی کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;چند وقت پیش که اسرائیل غزه را محاصره کرد و راه&amp;zwnj;های آن را بست، خراب شدن قسمتی از موانع مرزی و بازشدن راه در نزدیکی رفح باعث شد که ساکنان غزه به کمک&amp;zwnj;های مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند، ولی با ساخت دیوار فولادی احتمال تکرار این اتفاق خیلی کم خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;پایین&amp;zwnj;تر یعنی فاسدتر&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;&lt;img title="کرزای و رقیبانش" src="http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8810/Afghan-7-10-88-at.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;حامد کرزای، رئیس جمهور افغانستان در حال تغییر اعضای کابینه خود است&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;بعضی از اعضای کابینه و مقام&amp;zwnj;های دولتی افغانستان متهم به فساد هستند و کرزای می&amp;zwnj;خواهد در دور دوم ریاست جمهوری خود این اتهام را از دولت دور کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;فساد در میان سیاستمداران فقط به معنی فساد اخلاقی نیست. وقتی از فساد اداری یا فساد سیاسی صحبت می&amp;zwnj;شود منظور به کارگیری قدرت و امکانات سازمان&amp;zwnj;های دولتی یا وابسته به دولت برای کسب منافع مالی فردی یا گروهی است. رشوه&amp;zwnj;خواری، خویشاوند&amp;zwnj;گماری (شرکت دادن وابستگان در سمت&amp;zwnj;های دولتی)، سوءاستفاده از قدرت، اعمال نفوذ برای جلوگیری از اجرای قانون و تشکیل باندهای بزرگ برای گرفتن سمت&amp;zwnj;های مهم نمونه&amp;zwnj;هایی از فساد دولتی است. تقریباً بیشتر کشورهای جهان به شکلی دچار فساد اداری هستند ولی میزان آن تفاوت دارد. بعضی از سازمان&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی فهرست&amp;zwnj;هایی از دولت&amp;zwnj;های مختلف تهیه می&amp;zwnj;کنند که رتبه آنها را در زمینه گسترش فساد اداری نشان می&amp;zwnj;دهد. رتبه پایین تر یعنی فساد بیشتر. معمولاً هرچه یک کشور بی&amp;zwnj;ثبات&amp;zwnj;تر، فقیرتر و دچار مشکلات سیاسی بیشتر باشد میزان فساد اداری در آن بیشتر است و از طرف دیگر همین فساد باعث پیشرفت نکردن آن هم می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;در کشورهای دچار فساد اداری انتصاب مقام های دولتی بیشتر از این&amp;zwnj;که به مهارت و توانایی افراد بستگی داشته باشد وابسته به ارتباطات آنها با سیاستمداران است. همچنین سرمایه&amp;zwnj;های دولتی و بودجه کشور اغلب توسط کسانی مصرف می&amp;zwnj;شود که دارای روابطی با سیاستمداران باشند. وزیر خارجه و وزیر کشاورزی کابینه قبلی کرزای به فساد مالی متهم هستند ولی برخورد قانونی کاملی با آنها نشده است. قبل از اعلام کابینه جدید کنفرانسی در زمینه مبارزه با فساد در کابل تشکیل شد و کرزای در آن به صحبت در مورد مقابله با سوءاستفاده&amp;zwnj;های دولت پرداخت، ولی یکی از مقام&amp;zwnj;های دولتی که به علت فساد مالی به 4 سال زندان محکوم شده بود در ردیف اول شرکت&amp;zwnj;کنندگان نشسته بود و کرزای از او دفاع کرد. دستگاه قضایی افغانستان قدرت کافی برای برخورد با متهمان ندارد. معاون دادستان کل افغانستان در جلسه غیرعلنی مجلس فهرست اسامی 21 مقام دولتی مانند وزرا و استانداران را که به فساد متهم هستند اعلام کرد ولی تا به حال همه آنها اتهام خود را رد کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;کشور افغانستان به دلیل سابقه طولانی جنگ داخلی و دولت&amp;zwnj;های ضعیف و وابسته، با مشکلات زیادی روبه&amp;zwnj;رو است. انتخابات اخیر ریاست جمهوری افغانستان با بحث&amp;zwnj;های زیادی همراه بود. تعدادی از وزرای کابینه جدید کرزای تابعیت دوگانه دارند یا فرماندهان جنگی گذشته هستند که این مسئله موجب اعتراض اعضای مجلس این کشور شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دوچرخه ضمیمه روزنامه همشهری&amp;nbsp;10 دیماه 88&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://negarande.ir//post/73.htm</link>
      <author>محمد سرابی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=25259&amp;postID=4035355</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-25259.post-4035355</guid>
      <pubDate>Thu, 31 Dec 2009 19:18:23 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>قذافی</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;قدیمی&amp;zwnj;ترین حاکم شمال آفریقا&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;محمد سرابی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;معمر قذافی در کنفرانسی خبری در پایتخت روسیه گفت که نه برای مسایل سیاسی، بلکه فقط برای خرید اسلحه به روسیه رفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از چند سال قبل که کشور لیبی شروع به برقراری روابط با شرق و غرب کرد، این چندمین سفر رئیس آن کشور به پایتخت یکی از کشورهای توسعه یافته است.معمر قذاقی، رئیس کشور لیبی از قدیمی&amp;zwnj;ترین حاکمان کشورهای آفریقایی است. او حدود 40 سال است که&amp;nbsp; بر کشور لیبی حکومت می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img title="قذافی" src="http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/posa/8709/ghazafi-09-09-87-AT-100.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;laquo;معمر ابومنیار قذافی&amp;raquo;&amp;nbsp; مرداد 76 سال پیش (7 جولای&amp;nbsp; 1942) در یکی از روستاهای دورافتاده لیبی متولد شد. لیبی که در شمال قاره آفریقا و بین کشورهای مصر و الجزایر قرار دارد، صاحب ساحلی طولانی در جنوب دریای مدیترانه است. این کشور در تاریخ باستانی خود جزئی از امپراتوری روم و بعد از آن قسمتی از سرزمین&amp;zwnj;های خلفای بغداد بود. در جنگ جهانی اول، ارتش ایتالیا وارد این کشور شد و تا 30سال بعد از آن بیرون نرفت. در این مدت لیبی مستعمره ایتالیا به شمار می&amp;zwnj;آمد. زمانی که قذافی به دنیا آمد، مبارزات مردمی لیبی نتیجه داده و ایتالیایی&amp;zwnj;ها در حال ترک کشور بودند. البته کشور بیابانی لیبی، که مردم فقیری دارد، دچار مشکلات فراوانی بود. نداشتن دولت مرکزی قدرتمند آن را آشفته کرده بود. سال 9691 قذافی جوان به همراه گروهی از نظامیان با کودتا قدرت را در دست گرفتند. قذافی دو سال نخست&amp;zwnj;وزیر بود، ولی پس از آن بدون اینکه مقام رسمی داشته باشد، بر لیبی حکومت می&amp;zwnj;کند.از او در لیبی با عنوان رئیس و در نامه&amp;zwnj;های رسمی با عنوان رئیس مجلس شورای انقلاب سوسیالیستی نام می&amp;zwnj;برند.در شهریور سال 1357، امام موسی&amp;zwnj;صدر رهبر حزب&amp;zwnj;ا... لبنان، که برای سفری به لیبی رفته بود، در این کشور ربوده شد. دولت لیبی سال هاست که ادعا می&amp;zwnj;کند امام موسی صدر از این کشور خارج شده، ولی مدرک&amp;zwnj;ها اکثراً این ادعا را نقض می کند. خرداد امسال یک قاضی لبنانی دستور بازداشت قذافی را به دلیل دست داشتن در ربودن امام موسی صدر صادر کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;رفتارها و پیشنهادهای قذافی اغلب باعث جلب توجه رسانه&amp;zwnj;های خبری می&amp;zwnj;شود. 5 ماه قبل او پیشنهاد کرده بود کشور ایالات متحده آفریقا از ترکیب تمام کشورهای آفریقایی تشکیل شود و ارتشی مشترک با دو میلیون سرباز داشته باشد.سال پیش او به فرانسه سفر کرد و در محوطه هتل دومارین پاریس، چادر بزرگی را به رسم صحرانشینان برپا کرد تا به جای هتل در آن اقامت کند. قذافی در بازگشت چادرش را به دولت فرانسه هدیه داد. امسال قذافی &amp;laquo;سیلویو برلوسکونی&amp;raquo;، نخست&amp;zwnj;وزیر ایتالیا را به لیبی دعوت کرد و روزی را به نام روز دوستی ایتالیا و لیبی تعیین کرد. دولت ایتالیا هم پذیرفت که به خاطر 30 سال استعمار به لیبی غرامت بپردازد. قذافی در دیدار با برلوسکونی به او شمشیری را هدیه داد که 60 سال پیش نظامیان ایتالیایی در عقب&amp;zwnj;نشینی از لیبی رها کرده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;معمر قذافی هفت فرزند دارد. از زندگی شخصی او اطلاعات چندانی در دست نیست، به جز اینکه دچار بیماری&amp;zwnj;های مختلفی است و در اردیبهشت امسال خبرهایی از وخامت حال و بستری شدن او منتشر شده بود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوچرخه- صفحه جهان&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://negarande.ir//post/78.htm</link>
      <author>محمد سرابی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=25259&amp;postID=4256971</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-25259.post-4256971</guid>
      <pubDate>Wed, 02 Dec 2009 18:19:59 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>آزار واذیت یا  تجاوز جنسی</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;آزار واذیت&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;محمد سرابی&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;در روز روشن در حاشیه پایتخت چهار نفر به زنی جوان &lt;strong&gt;تعرض&lt;/strong&gt; می کنند.آن هم در کنار جاده و بدون ترس از دستگیر شدن.دومامور نما به صحنه می رسند و به &lt;strong&gt;تجاوز&lt;/strong&gt; کنندگان ملحق می شوند تا وقتی که مامور های واقعی برسند و همه را دستگیر کنند. بعد قاضی اول پرونده، به دلیلی نامشخص و بدون توضیح &lt;strong&gt;متجاوزان&lt;/strong&gt; را به جای تحویل به بازداشتگاه آزاد می کند. &lt;span style="font-size: xx-small;"&gt;این موضوع باعث شد رئیس قوه قضائیه، رئیس دادگستری و قضات دادگاه کیفری استان تهران قاضی متخلف را مورد مواخذه قرار دهند و اولین جلسه دادگاه متهمان تشکیل شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;چند روز بعد سه مرد که با شخصی اختلاف کاری داشتند وارد خانه او می شوند و بعد از بستن دست و پای صاحب خانه در مقابل چشم فرزندانش به همسرش &lt;strong&gt;تجاوز &lt;/strong&gt;می کنند و می روند.واکنش رییس پلیس در جلسه ای خبری پس از این حوادث به این شکل است&amp;laquo;...در بخش عمده ای از پرونده ها، تجاوز به عنف را خود قربانی باعث شده است...&amp;raquo; و تاکید بر اینکه آمار تجاوز به عنف امسال افزایش&amp;nbsp; پیدانکرده است و فقط بازتاب زیادی دارد وگرنه پلیس کارش را به خوبی انجام می دهد. (روزنامه همشهری28 آبان 88)به زبان دیگر زنی که کنار جاده یا در خانه اش مورد &lt;strong&gt;تجاوز&lt;/strong&gt; چند نفر نا آشنا قرار گرفته حتما خودش مقصر بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;در مباحث اجتماعی وقوع &lt;strong&gt;تجاوز&lt;/strong&gt; جنسی ناشی از جمع شدن دو عنصر است.خشونت و عوامل جنسی که خوشبختانه در ایران هیچ کدام وجود ندارد یعنی نباید وجود داشته باشد زیرامشکل خشونت یکی دوسال قبل با طرح امنیت اجتماعی حل شد.ماموران اراذل را کتک زدند وآفتابه برگردن در خیابانها چرخاندندتا از آن به بعد اوباش دیگر جرات تخلف نداشته باشند.عوامل جنسی هم دائما زیر نظر هستند مثلا تابستان امسال به فروشندگان لباس اخطارداده شده بود که مانکن های پلاستیکی را از ویترین مغازه ها جمع آوری کنند یا سر و دست واعضای بدن آنها را جداکنند تا تحریک کننده نباشند.کانال&amp;nbsp; های غیر اخلاقی ماهواره با پارازیت، سایت های غیر اخلاقی اینترنتی با فیلتر و رفت و آمد وسطح لباسهای غیر اخلاقی هم که با گشت و نگهبانی کنترل می شود.اینها یعنی مسئولان به خوبی وظایف خود را انجام می دهند.پس چرا چنین جرائم بزرگی در کشور رخ می دهد؟&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;اگر حوادث قیامدشت،لواسان یا گوهر دشت در یکی از کشور های اروپایی یاآمریکا اتفاق افتاده بود تلویزیون در تمام بخشهای خبری خود آن را تکرارمی کرد و هر بار هم از کارشناسی دعوت می کرد تا بگوید که جوامع غربی چقدر دچار سقوط اخلاقی&amp;nbsp; و تباهی فرهنگی شده اند وعنقریب از شدت فساد اخلاقی متلاشی خواهند شد.اینها همان جوامعی هستند که یک سینماگر معروف را 30سال پس از جرم به زندان می اندازند.&lt;/strong&gt; نکند سرمایه گذاریها و برنامه ریزیها برای هدایت اخلاقی جامعه چندان هم به بار ننشسته است و در زیر نمای ظاهری جامعه ای که می بینیم یک بحران جنسی بزرگ در حال جولان باشد.نکند چیز هایی که ما به آن آزار واذیت می گوییم مهمتر از یک جرم کوچک فردی باشند.بحرانی که مانند آتشفشانی خاموش گه گاه بزرگی و خطر خود را نشان می دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;img title="خشونت علیه زنان" src="http://tbelfield.files.wordpress.com/2008/03/violence-against-women.jpg" alt="" width="320" height="240" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://www.etemaad.ir/Released/88-09-03/260.htm"&gt;ضمیمه روزنامه اعتماد صفحه 16 &amp;nbsp;&amp;nbsp;3 آذر 88&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://negarande.ir//post/71.htm</link>
      <author>محمد سرابی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=25259&amp;postID=3842351</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-25259.post-3842351</guid>
      <pubDate>Mon, 23 Nov 2009 21:37:28 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مجازات اعدام</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;بدترین مجازات ممکن&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;محمد سرابی&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;جان آلن اعدام شد.او و همدست زیر 18 سالش9 نفر را با تیراندازی تصادفی در آمریکا به قتل رسانده بودند.&amp;laquo;جان آلن ویلیامز&amp;raquo;47 ساله،سربازجنگ خلیج فارس که بعد از گرویدن به گروه لوییس فراخان نام خود را به جان آلن محمد تغییر داده بود در پاییز سال 2002 یک تفنگ دوربین دارخرید و گشت و گذار در ایالتهای مختلف آمریکا را آغازکرد.&amp;laquo;لی بوید&amp;raquo; جوان به او کمک می کرد.آنها صندوق عقب خودرو بزرگشان را سوراخ کرده بودند تا ازهمین حفره کوچک قربانی را انتخاب وشلیک کنند.بعداز تیراندازی به 12 نفر و زمانی که 10 میلیون دلار جایزه برای شناسایی آنها تعیین شده بود پلیس ویرجینیا قاتلان را دستگیر کرد.بدشانسی انها این بود که در ویرجیانا مجازات اعدام وجود دارد.وکیل آلن مثل تمام موارد مشابه ادعا کردکه موکلش به بیماری روانی مبتلا است ولی نتوانست آن را ثابت کند.بوید که درتمام این قتلها شریک بود به دلیل سن زیر 18 سال و ظاهر معصومانه اعدام نشد.از ابتدای سال میلادی 40محکوم در آمریکا اعدام شده اند. بنا به نظر سنجی موسسه گالوپ 65% مردم امریکا موافق مجازات اعدام هستند و در 35 ایالت از 50 ایالت این کشور اعدام قانونی است که در 12 ایالت هر ساله این حکم صادر می شود.6 سال قبل زمانی که آلن در زندان بود &amp;laquo;جیمز براون&amp;raquo; &amp;nbsp;پس از 27 سال حبس ودوبار محاکمه به جرم قتل اعدام شد.&amp;laquo;ندال مالک حسن&amp;raquo; افسر فلسطینی الاصلی که به تازگی در یک اردوگاه ارتش 13 نظامی را با تیراندازی کشته و 43 نفر دیگر را زخمی کرده است باید در انتظارهمین مجازات باشد. &amp;laquo;خالد شیخ محمد&amp;raquo; و افرادش که در&amp;nbsp; ماجرای 11 سپتامبر دست داشتند هم همینطور.دادگاه آنها به زودی شروع می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;&lt;img title="جان آلن محمد" src="http://rds.yahoo.com/_ylt=A0WTbx8FuQVLqVgAGlyjzbkF/SIG=128tk1k8u/EXP=1258752645/**http%3A//media.katu.com/images/john_allen_muhammad.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;امریکا یکی از کشورهایی است که مجازات اعدام در آن اجرا می گردد و پاسخ آن در مقابل اروپا که مجازات اعدام را حذف کرده است بسیار ساده است.آرنولد شوارتزینگر فرماندار کالیفرنیا یک بار به خبرنگاری که از اواین سوال را پرسیده بود گفت&amp;laquo;مردم&amp;nbsp; اینجا عقیده دارند کسی که بدترین جرم را انجام داده است باید به بدترین مجازات برسد&amp;raquo;روسیه که در 1996 متعهد شده بود پروتکل 6کنوانسیون حقوق بشر اروپا در باره حذف اعدام را امضا کند این کار را انجام نداده ورییس مجلس دومای این کشور می گوید که هنوز برای امضا زود است.نظر سنجی هایی از ژاپن نشان می دهد که اکثریت مردم این کشور موافق اعدام هستند.در خاور میانه هم مخالفتهایی به مجازات اعدام صورت گرفته است مثلا ایاد السامرایی رییس مجس عراق خواستار تعلیق اعدام شده است.البته به این دلیل که تا چند ماه دیگر اتنخابات برگزار می شود و گروههای درگیر می توانند از اعدام اعضای خو د استفاده تبلیغاتی کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;در ایران پس از اعدام یک نوجوان متهم به قتل که در رسانه هایی مانند تلویزیون هم انعکاس پیدا کرد موضوع مجازات اعدام بیشتر مطرح شده است ولی این سخنان و تلاشها همیشه قانون گذاران ،دولتها و دستگاه قضایی را هدف گرفته است در حالی که عامل اصلی در میان مردم است.اگر اکثریت مردم یک جامعه موافق مجازات اعدام باشند هیچ جریان روشنفکری با حقوق بشری قادر به حذف آن نخواهد بود.در بعضی از استانهای ایران وحتی در حاشیه پایتخت اگر مرد خانواده به رفت و آمد یکی از زنان با غریبه ها شک کند بلافاصله شخصا حکم رااجرا می کند و بقیه اعضای خانواده باشادی و افتخار از این کار او استقبال می کنند.در جامعه ای که قتلهای ناموسی هنوز رواج دارد چگونه می توان ازحذف قانون مجازات اعدام سخن گفت.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://negarande.ir//post/69.htm</link>
      <author>محمد سرابی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=25259&amp;postID=3809813</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-25259.post-3809813</guid>
      <pubDate>Wed, 18 Nov 2009 19:52:58 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>شیطان پرستی</title>
      <description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;شیطانک ها&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;محمد سرابی&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;شیطان شاخ و ریش و سم دارد. یعنی اگر نیمه شب کسی را دیدید که با این نشانه ها در حال قدم زدن بود و احیاناً دم بلندی هم داشت و بوی بدی از او به مشام می رسید می توانید به همه بگویید شیطان را ملاقات کرده اید ولی شیطان پرستان را چگونه می توان شناخت؟ آنها که شاخ و سم ندارند. مدتی است که استفاده از عبارت شیطان پرستی در میان مردم و مسوولان رایج شده است. مهمانی هایی توسط پلیس کشف می شود که به گروه های شیطان پرست منتسب است. پلیس بروشور هایی را منتشر می کند تا والدین دلسوز را نسبت به خطر شیطان پرستی آگاه کند. در این بروشور ها اطلاعات زیادی دیده نمی شود و بیشتر تصاویر آنها عکس های گروه های موسیقی متال و نقش ستاره پنج پر در کنار تار عنکبوت و شعله آتش است. تلویزیون هم چند برنامه در این باره پخش کرده است که بیشتر از بحث های اجتماعی شامل صحنه هایی مبهم و توصیه هایی شبیه نصیحت های مشاوران مدارس بود. از همه مهم تر مسوولان و محققان فرهنگی هستند که در سخنرانی های خود ضمن ذکر مشکلات جوانان چند بار نام شیطان پرستی را می آورند تا نشان دهند که از وقایع پنهانی روز و معضلات نسل جوان خبر دارند و در ضمن آن شیطان پرستی را به تباهی تمدن غرب و توطئه های آنها ارتباط می دهند ولی در سخنرانی ها هیچ کس از این مسوولان نمی پرسد شیطان پرستان مورد نظر چه شکلی هستند؟ این بار مصاحبه کوتاه رئیس پلیس امنیت اخلاقی ناجا با خبرگزاری ایسنا دیدگاهی واقع بینانه و دور از هیاهو را نشان می دهد. روزبهانی گفته است &amp;laquo;هیچ باند سازمان یافته شیطان پرستی در کشور وجود ندارد و 90 درصد جوانانی که از علائم شیطان پرستی استفاده می کنند اطلاعی از مفهوم آن ندارند.&amp;raquo; برخلاف تصور عمومی شیطان پرستی جدید نیست زیرا از دوران باستان تاکنون سابقه دارد، غربی نیست زیرا در شرق هم ریشه های آن دیده می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;&lt;img title="الهه بافومت در میان ستاره پنتاگرام-از سمبلهای شیطان پرستی" src="http://4.bp.blogspot.com/_56soguyFZfA/SjwFOk33QeI/AAAAAAAAADQ/KAn4wOtDJMk/s320/baphomet.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;مهم تر از همه اینکه شیطان پرستی در ایران تنها تقلیدی از گروه های شیطان پرست خارجی است. درست مانند تقلیدی که در جنبه های هنری و اجتماعی دیده می شود و تنها آثاری سطحی از نمونه اصلی با خود دارد. موهای ژل زده، لاک ناخن سیاه، زینت آلات و گردن آویز های فلزی، خالکوبی و حتی حلقه هایی که از لب و بینی کسی آویخته شده است نشانه شیطان پرستی او نیست اگرچه برای این اتهام کافی است. شیطان پرستی واکنشی نسبت به مذهب مسلط است که در سنین جوانی به صورت مشغولیت به مد و موسیقی خاصی خود را نشان می دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;&lt;img title="آنتوان لاوی- بنیان گزار کلیسای شیطان در سانفرانسیسکو" src="http://metalheadguys.info/wp-content/uploads/2009/10/satan-metal-idiots.jpg" alt="آنتوان لاوی  بنیان گزار کلیسای شیطان در سانفرانسیسکو" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;گروه های شیطان پرست به گونه یی منزوی یا ضداجتماع هستند و هیچ وقت از حد مشخصی بزرگ تر نمی شوند. اغلب آنها بعد از گذشت چند سال اعضای خود را از دست می دهند مگر اینکه برخورد و تبلیغات نادرست موجب تقویت آنها شود. نوجوانی که از طرح یک گردنبند خوشش آمده و آن را به گردن می اندازد اگر چند بار شیطان پرست خطاب شود ممکن است موضوع را جدی بگیرد و کنجکاو شود تا درباره آن بیشتر بداند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;a href="http://www.etemaad.ir/Released/88-08-20/260.htm"&gt;ضمیمه روزنامه اعتماد ٢٠ آبان ٨٨ صفحه ١۶&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://negarande.ir//post/68.htm</link>
      <author>محمد سرابی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=25259&amp;postID=3774629</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-25259.post-3774629</guid>
      <pubDate>Wed, 11 Nov 2009 15:50:08 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>سنگ مفت زمین مفت</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;سنگ مفت زمین مفت&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;محمد سرابی&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;هوس تغییر پایتخت این بار بدون هیچ بهانه خاصی مطرح شد.قبلا اتفاقی می افتاد وشهر جنبه بی نظم وبی قواره اش را نشان می داد تا سیاستگذاران به فکر تغییر پایتخت بیفتند.سالهای خیلی دور تهران تکه کوچکی از ایران بود.پیرمردهاهنوز قصه های تکراری دورانی که زمینها را با پرتاب سنگ می خریدند تعریف می کنند.هیچ وقت هم معلوم نشده است این زمینهای مفت کجا بود وچه کسی با سنگ انداختن صاحبشان شد. پهلوی دوم بزرگتر بودن شهر و ساختن خانه های بلند و خیابان های شلوغ را نشانه پیشرفت مملکت می دانست و فکر می کرد با این کار ایران در ردیف کشور های متمدن قرار می گیرد.نتیجه آن هم توسعه مساحت تهران والبته حاشیه ها وحلبی آبادهایش شد و زمانی رسید که مردم همین حاشیه ها علیه او انقلاب کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;وقتی جنگ شروع شد سردار قادسیه وعده فتح تهران را داد اما پشت دروازه اولین مرکز استان زمین گیر شد و جز بمب و موشکهایش چیزی به تهران نرسید.آن وقت بود که گروهی به خیال اسباب کشی به بزرگترین شهر شرقی افتادند. به مشهد که در تیررس صدام نبود. ولی مدافعان جوان ما قویتر از تصور دیکتاتور بغدادی بودند و با جنگی طولانی مرزها را به جای خود برگرداندند.بعد از جنگ یک بار دیگر هم طرح تغییر پایتخت مطرح شد.در دوران سازندگی تهران بزرگ ومشکلات آن حل نشدنی می نمود.این بار مقصد اصفهان انتخاب شد ولی کار چنان پیش رفت که به جای رفت پایتخت به اصفهان شهردار اصفهان به پایتخت آمد و برای بیش از یک دهه شهردار ماند.کرباسچی بعداز شروع دولت اصلاحات مغضوب قرار گرفت و سر از زندان درآورد.مجازاتی که تامدتها بعد او را از عرصه مدیریت و سیاست دور کرد.در این دو ده با وقوع هر زلزله شدید مانند رودبار و بم دوباره موضوع تغییر پایتخت تازه می شود و تنها مرکز استانی که روی گسل ودر خطر زمین لرزه قرارندارد یعنی شهر اراک، هدف جابه جایی تعین می گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: center;" dir="rtl"&gt;جابه جا کردن پایتخت کار ساده و بدون خرجی نیست.موافقان آن را به تغییر پایتخت آلمان از بن به برلین مقایسه می کنند.البته برلین حدود پنجاه سال قبل از آن هم پایتخت بود و این حرکت نوعی بازگشت محسوب می شود.بازگشتی که با دردسر و مخارج فراوان همراه بود ولی دولت آلمان در این هزینه ها منافعی را می دید.اینجا می توان از مثال دیگری برای مقایسه کمک گرفت.نمایشگاه بین المللی کتاب آلمان برای مدتی به فرانکفورت منتقل شد و حالا دوباره به لایپزیک برمی گردد.برنامه ریزی واجرای این جابه جایی بدون نقص بود درست مانند فعالیت سالانه آن.اما در ایران که نه تنها جابه جایی، بلکه قادر به برگزاری نمایشگاه سالیانه کتاب نیستیم و تا سه روز مانده به افتتاحیه هیچ کس از سالنی که خواهد رفت و غرفه ای که خواهد داشت خبر ندارد چگونه می توان پایتخت را جابه جا کرد.نمایشگاه کتاب به دلیل ترافیک بزرگراه های اطراف (و نه برای ساختمانهای فرسوده و خطرناک) آواره شده است. شهر آفتاب در جنوب تهران آماده نیست در نتیجه شبستان مصلا که مخصوص نماز وعبادت ساخته شده است به نمایشگاه کتب و محل گشت وگذار تبدیل می گردد. برنامه ریزی برای مسائلی کوچکتر چون جابه جایی نمایشگاه تمرین خوبی برای تغییر پایتخت است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;این کار مانند برنامه ریزی های کلان اقتصادی نیست که با آزمون و خطا پیش برود و بعد از شکست خوردن هم بایگانی شود.نمی دانیم داستان های پرتاب سنگ واقعیت دارد یا نه ولی آن آدمهای زرنگی که زمینهای اطراف تهران را با پرتاب سنگ صاحب شدند مسلما سنگهای بزرگی را پرت نکردند.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://negarande.ir//post/70.htm</link>
      <author>محمد سرابی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=25259&amp;postID=3809900</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-25259.post-3809900</guid>
      <pubDate>Wed, 04 Nov 2009 20:38:11 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>قطارهای سرگردان</title>
      <description>&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt;قطارهای سرگردان &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" dir="ltr"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;محمد سرابی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt;مترو از جنوب به شمال در حال حرکت است. از ایستگاه سعدی به بعد شایعه یی در میان مسافران می پیچد؛ &amp;laquo;قطار در یکی از ایستگاه ها نمی ایستد&amp;raquo;. بلندگوی واگن چیزی نمی گوید. مسافران به یکدیگر توصیه می کنند چطور با پیاده شدن در ایستگاه های قبل و بعد خود را به مقصد برسانند. مطمئن نیستند خیابان های اطراف هنوز به شکل یکطرفه یا دوطرفه روزهای قبل باشد.جمعیت در هفت تیر پیاده می شوند. قطار مسیر خود را به سمت شمال ادامه می دهد و بین راه چند بار درون تونل ها متوقف می شود. انتهای خط ایستگاه قلهک است. همیشه قطارها یکی در میان تا قلهک می روند و بقیه، سه ایستگاه مانده به قلهک -حقانی- خط را عوض می کنند و برمی گردند. روش معمول این است که بلافاصله قبل از رسیدن به حقانی این تغییر خط اعلام می شود. ولی این بار چند ایستگاه جلوتر از حقانی بلندگو می گوید &amp;laquo;مسافران محترم مقصد نهایی این قطار ایستگاه حقانی است&amp;raquo;. بعد به جای حقانی قطار در ایستگاه قبل از آن- همت- توقف می کند. گروهی از مسافران سردرگم همان جا پیاده می شوند. قطار حرکت می کند. در ایستگاه خلوت و نیمه متروک همت همه ایستاده اند و به تونل و ریل های خالی نگاه می کنند. بیشتر این جمعیت قصد داشتند به سمت ایستگاه قلهک بروند. انتظار طولانی می شود. قطاری به ایستگاه می آید. درها را باز می کند. کسی سوار نمی شود. هیچ کس نمی داند این قطار به کدام سمت خواهد رفت. چند دقیقه می گذرد. بلندگو می گوید &amp;laquo;مسافران محترم مقصد نهایی این قطار ایستگاه...&amp;raquo; با شنیدن کلمه قلهک همه به سوی آن هجوم می برند. درها به سرعت بسته می شود. یکی دو نفر بین درها گیر می کنند. قطار از ایستگاه حقانی می گذرد و یک ایستگاه بعد در میرداماد می ایستد. درها باز می شوند و همین طور می مانند. دو ایستگاه تا قلهک مانده است. نیم ساعت می گذرد. قطار اصلاً حرکت نمی کند. مسافران کم کم پیاده می شوند. بیرون ایستگاه مسافرکش های دربستی فریاد می زنند و خیابان میرداماد راهبندان شده است. &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" dir="ltr"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&lt;img src="http://www.tehranema.com/index.php?module=pagesetter&amp;amp;type=file&amp;amp;func=get&amp;amp;tid=1&amp;amp;fid=image&amp;amp;pid=9771" alt="مترو" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt;چند روز بعد از اینکه مدیرعامل مترو خبر از توسعه خط چهار مترو و پیوند چهارگوشه شهر داد شهردار تهران اعلام کرد در گذشته هر سال پنج کیلومتر مترو ساخته می شد در حالی در سال قبل 15 کیلومتر مترو ساخته شده است و در صورت تامین بودجه می توان هر سال 30 کیلومتر به طول خطوط مترو اضافه کرد. دو روز بعد از سخنان شهردار اظهارات مدیر بهره برداری مترو همه این آرزوها را کنار زد. جعفر ربیعی در صحبت های خود از صفر شدن موجودی قطعات یدکی، کمبود واگن، عدم پرداخت یارانه، دریافت نکردن اعتبارات و بدهی به پیمانکاران مترو خبر داد. ربیعی در مورد مشکلات مترو گفته است از اول مهر مسافران 20 درصد بیشتر و تاخیر قطار ها یک و نیم برابر شده و به 50 درصد رسیده است. خبرهایی از مشکلات راهبران قطار و پرسنل مترو مانند دریافت نکردن حقوق یا بی نظمی در شیفت های کاری آنها هم شنیده می شود. هر روز حدود 1600 هزار نفر مسافر مترو هستند. &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" dir="ltr"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt;رقابت دیرین شهرداری و دولت بر سر اتوبوس های بی آرتی و منوریل، درگیری مسوولان مترو و مخالفان آنها، بحث پلیس راهنمایی و رانندگی و خودروسازان در مورد ایمنی خودروها، مشکل بنیادی بنزین ارزان و خیل عظیم مسافرکشانی که از راه آن نان می خورند، ماجرای جمع کردن مینی بوس ها و پخش کردن ون ها، تقابل خدمات الکترونیک و اینترنت کم سرعت... همگی گره های رفت و آمد در تهران را می سازند. می گویند در جوامع پیشرفته خطوط مترو رگ های حیاتی شهر هستند. با این وضعیت رگ های تهران احتمال سکته قلبی در این شهر را چقدر می بینید؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt;&lt;a href="http://www.etemaad.ir/Released/88-08-07/260.htm" target="_blank"&gt;ضمیمه روزنامه اعتماد ٧ آذر ٨٨ صفحه ١۶&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://negarande.ir//post/67.htm</link>
      <author>محمد سرابی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=25259&amp;postID=3747247</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-25259.post-3747247</guid>
      <pubDate>Thu, 29 Oct 2009 13:54:32 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>لشگر بیکاران</title>
      <description>&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;"&gt;&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt;لشگر بیکاران &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" dir="ltr"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&lt;img src="http://www.donya-e-eqtesad.com/News/1355/06-01.jpg" alt="" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt;چطور ملتی فقیر، جنگ زده و بدهکار می تواند در مدت یک دهه نیروی عظیمی فراهم کرده و قاره یی را زیرورو کند؟ این سوالی بود که هنوز هم در مورد آغاز جنگ جهانی دوم از طرف آلمان پرسیده می شود. در سال های بعد از جنگ جهانی اول مشکلات اقتصادی، رکود و بیکاری اروپا را فرا گرفته بود. در آلمان بدهکاری به خاطر غرامت های جنگ جهانی اول، تحقیرهای معاهده ورسای و تبلیغات کمونیست ها وضعیت اجتماعی بدتر بود. در واقع این انبوه جوانان بیکار و گرسنه آلمانی بودند که لشگر نازی ها را تشکیل دادند و به کشورهای دیگر سرازیر شدند.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt;در قرن های گذشته رعیت های محنت زده به امید نزول باران یا رحم خراج گیران پادشاه می ماندند تا شاید سال بعد با برداشت محصول و زاد و ولد احشام به نان و نوایی برسند. ولی از 100 سال پیش با افزایش دانش عمومی و ارتباطات و همین طور تولید نظریه های سیاسی جدید واکنش مردم به فقر تغییر کرده است.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt;بنا بر اطلاعات ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران نرخ بیکاری که در آغاز دولت نهم 9/10 درصد بود باید تا پایان امسال به 4/8 درصد می رسید ولی این نرخ الان 3/11 درصد است. فراکسیون کارگری مجلس بیکاری را بیشتر از اینها و در حدود 16 درصد ارزیابی می کند.نشریه اکونومیست هم پیش بینی کرده است بحران بیکاری تا پایان امسال به 1/12 درصد برسد. شاید به نظر برسد که 10 درصد و 15 درصد بیکاری زیاد هم نیست و تا وقتی 90 درصد دیگر سر کار هستند، اتفاقی نمی افتد ولی وجود 10 درصد بیکاری در جامعه یی به معنای این نیست که تمامی افراد باقیمانده دارای مشاغلی معتبر، مستمر و معقول هستند یا اینکه از درآمد و امید به ادامه حرفه خود رضایت دارند. بنا بر اعلام مرکز پژوهش های مجلس، ایران رتبه اول بیکاری منطقه و 17 جهان را در دست دارد.علیرضا محجوب نماینده قدیمی طبقه کارگر در مجلس نیز اظهار داشته است که در تابستان جاری میزان بیکاری جوانان 15 تا 26 سال به 7/22 درصد رسیده است. این جوانان اصلی ترین بخش نیروی انسانی هستند که باید بازار کار را افتتاح کنند.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt;بحران اقتصادی به صورت موجی بزرگ از بانک های امریکایی شروع شد و تا اروپا و آسیا گسترش یافت. بنا به روالی که در سال های قبل هم تکرار شده است این عوارض پس از مدتی به کشورهای جهان جنوب هم خواهد رسید.اگرچه در فضای امروز مباحثی چون نارضایتی یک هنرمند، نامه یی منسوب به یکی از بزرگان یا جمله یی از یک سخنرانی بازتاب زیادی پیدا می کند و مسائل اقتصادی را تحت الشعاع قرار می دهد ولی معمولاً در فصل زمستان درصد بیکاری در ایران افزایش پیدا می کند. زمستان در پیش است.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" dir="ltr"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: 11pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US;"&gt;&lt;a href="http://www.etemaad.ir/Released/88-07-28/260.htm"&gt;&lt;span style="color: #800080;"&gt;http://www.etemaad.ir/Released/88-07-28/260.htm&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://negarande.ir//post/65.htm</link>
      <author>محمد سرابی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=25259&amp;postID=3724974</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-25259.post-3724974</guid>
      <pubDate>Tue, 20 Oct 2009 15:18:38 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>