نگارنده : محمد سرابی

www.negarande.ir

نشانه ها

«نشانه‌ها»ی خالی از معنا

رفتارها- محمدسرابی:

بساط دستفروش‌های کنار خیابان پر از زینت‌آلات و بیشتر از همه گردن‌آویزهای نقره‌ای رنگی است که هریک به شکلی ساخته شده است.

مشتریان این بازار جوانان و مخصوصا نوجوانان هستند که در مقابل ردیف گردن آویز‌ها می‌ایستند و در میان این معجون به دنبال جذاب‌ترین شکل می‌گردند. فروشنده و خریدار چیز زیادی از معنی این اشکال نمی‌دانند و درباره آن هم صحبت نمی‌کنند.

گویی همه پذیرفته‌اند که زینت‌آلات تنها زینت هستند ولی این هراس همیشه وجود دارد که ما چیزی را به گردن بیندازیم که معنایی ناشناخته، غریب و زیانبار داشته باشد


طرحی که چندسال قبل روی تیشرت‌ها، کمربندها و حتی قوطی سیگارها راه پیدا کرد ظاهرا شبیه برگ گیاهی معمولی است که به شکل نیم دایره و از تعدادی برگ‌ تیزکوچک و بزرگ ساخته می‌شود.

این نشانه به تعداد زیادی تکثیر شده و از طرف جوانان مورد استقبال قرارگرفت در حالی‌که نمی‌توان فهمید چندنفر از کسانی که این برگ را به گردن خود آویخته‌اند دقیقا از معنای آن خبر دارند. این طرح در واقع برگ گیاه ماری‌جوانا است که در ایران آن را با نام حشیش می‌شناسیم. روی یک قوطی سیگار فلزی تصویربرگ حشیش به همراه عبارت انگلیسی «زندگی‌ات را روشن کن» کشیده شده است.

فروشنده می‌گوید که این برگ‌، برگ توتون است ولی برگ‌های گیاه توتون پهن‌تر هستند و تفاوت مشخصی با برگ حشیش دارند. اگرچه می‌توان از یک گیاه‌شناس کمک گرفت ولی طرح قوطی سیگار را به فرزان سجودی، نشانه‌شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران نشان می‌دهیم. او می‌گوید: «بله. این تصویر شمایلی از گیاه شاهدانه یا همان حشیش است.» ولی چگونه است که نشانه نوعی ماده مخدر تا این حد گسترش پیدا می‌کند و خود را در همه‌جا نشان می‌دهد. آیا نباید انتظار داشت که عموم مردم معنی آن را بدانند؟

سجودی در شرح این موضوع با ذکر مقدمه‌ای می‌گوید:«معمولا کسانی که از این نوع نشانه‌ها استفاده می‌کنند به دنبال معنای قطعی آن نیستند. هر نشانه‌ای در بافت و زمینه اجتماعی فرهنگی خود، با کاربرد ویژه، در کنار دیگر نشانه‌ها و در دوره مشخص تاریخی معنای واضحی دارد ولی وقتی از آن بافت جدا شد و در مکان و زمان دیگری به کار رفت، معنایی متفاوت پیدا خواهد کرد.»

او درباره مد می‌گوید:«از طرف دیگر وقتی نشانه‌ای تبدیل به مد می‌شود،دیگر معنای قطعی خود را پیش مردم نخواهد داشت. همیشه به این نکته توجه کنید که توده مردم، یک نشانه را خوانش و تفسیر نمی‌کنند بلکه خیلی ساده آن را مصرف می‌کنند. مد به صورتی ناگهانی و هنجار گریخته رواج پیدا می‌کند، برای جوانان دارای جاذبه‌ آنی است و آنها شروع به مصرف این نشانه در چارچوب مد خواهند کرد تا زمانی که اهمیت و برجستگی خود را از دست بدهد.»

یکی از بهترین مثال‌ها شلوار جین است. این نوع پوشش سال‌ها قبل برای کارگران معدن، گاوچران‌ها و کشاورزان آمریکایی ساخته شده بود و در واقع نوعی لباس کار بود. کم‌کم گرایش جوانان به این پوشش باعث شد تا در دهه 60 میلادی تبدیل به نشانه‌ای از نسل جوان شود اما در میان عموم مردم بازهم لباسی غیررسمی و متعلق به گروه‌های پایین جامعه بود. 40سال قبل شلوار جین با نام شلوار لی در میان جوانان ایران رایج شد به طوری که تبدیل به نشانه‌ای از برتری فرهنگی شده بود. سپس کاپشن جین که همرنگ با شلوار بود هم رده کامل‌تر آن را ساخت. آن زمان برای خیلی از جوانان،پوشیدن شلوار جین اهمیت زیادی داشت ولی امروز شلوار لی اگرچه لباس رسمی نیست اما معنای خاصی هم ندارد مگر اینکه با لباس‌های دیگری همراه باشد.

 

ولی چگونه یک نشانه از معنا تهی می‌شود؟ کسی که برای اولین‌بار نشانه‌ای را از یک طرح باستانی یا جدید تولید می‌کند قصد بیان مفهومی را دارد و می‌خواهد تعلق خود را به گروه یا عقیده‌ای نشان دهد ولی با گذشت زمان آن فضا اهمیت خود را از دست خواهد داد. دیگر مهم نیست که این نشانه نمایانگر تعلق به چه گروهی است  و چه تفکری را پشتیبانی می‌کند و اینجاست که نشانه بدون معنای خاص و تنها به دلیل شکل ظاهری جذابش به زندگی خود ادامه می‌دهد در حالی که دیگر از طرف مردم به رسمیت شناخته نمی‌شود.

ممکن است علامت عقیده‌ای عمیق و پرمعنا تبدیل به یک مد روزمره شود. نزدیک 15سال پیش نشان صلح که جای پای کبوتر را در میان دایره‌ای نقش کرده است در ایران با بار منفی و به عنوان نشان موسیقی ممنوع رپ شناخته می‌شد و هرکسی هم سعی می‌کرد خطوط آن را به همین شکل و مطابق آثار سوء فرهنگ‌های بیگانه تفسیر کند. حتی نوجوانانی هم که این علامت را روی لباس یا جا کلیدی‌های خود داشتند تصور می‌کردند نشانه‌ای مرموز را حمل می‌کنند.

فردین علی‌خواه- جامعه‌شناس- می‌گوید: «هرگروه، جریان یا جنبش اجتماعی نشانگان هویتی را برای خود ایجاد می‌کند تا افراد درون آن را متمایز سازد. لباس و موسیقی دو ابزار اصلی هویت‌ساز هستند و معمولا گروه‌های سنی جوان و نوجوان را جذب می‌کنند. نوجوانی که این نشانه‌ها را داشته باشد توسط همسالان خود تایید شده و اعتباری به دست می‌آورد. خیلی اوقات والدین به این حرکات اعتراض می‌کنند زیرا آنها دوران نوجوانی را طی کرده و به ثبات بزرگسالی رسیده‌اند. شاید فرزندانشان هم بعدا در سن آنها همین حس را داشته باشند».

ویژگی مد،ناپایدار بودن آن است. همچنان که هپیی‌ها و پانک‌ها  زمانی مد محسوب می‌شدند و امروز اثری از آنها نمانده است،گروه‌ها و مدهای دیگر هم با گذشت زمان محو می‌شوند و نشانه‌های جدید با نگرانی‌های جدید به وجود می‌آید. همین الان هم در اطراف ما نشانه‌های نگران‌کننده دیده می‌شوند. آنچه که در حال رشد است حلقه و میخ و نگین‌هایی است که در بینی و ابرو و لب نصب می‌شود. آیا این زینت‌آلات معنا و مفهوم فرهنگی خاصی دارند یا مانند دیگر نشانه‌های تزئینی پس از مدتی عادی و فراموش خواهند شد؟

 

   + محمد سرابی ; ٤:۱٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸
    پيام ها ()

آزار واذیت یا تجاوز جنسی

آزار واذیت

محمد سرابی

در روز روشن در حاشیه پایتخت چهار نفر به زنی جوان تعرض می کنند.آن هم در کنار جاده و بدون ترس از دستگیر شدن.دومامور نما به صحنه می رسند و به تجاوز کنندگان ملحق می شوند تا وقتی که مامور های واقعی برسند و همه را دستگیر کنند. بعد قاضی اول پرونده، به دلیلی نامشخص و بدون توضیح متجاوزان را به جای تحویل به بازداشتگاه آزاد می کند. این موضوع باعث شد رئیس قوه قضائیه، رئیس دادگستری و قضات دادگاه کیفری استان تهران قاضی متخلف را مورد مواخذه قرار دهند و اولین جلسه دادگاه متهمان تشکیل شود.

چند روز بعد سه مرد که با شخصی اختلاف کاری داشتند وارد خانه او می شوند و بعد از بستن دست و پای صاحب خانه در مقابل چشم فرزندانش به همسرش تجاوز می کنند و می روند.واکنش رییس پلیس در جلسه ای خبری پس از این حوادث به این شکل است«...در بخش عمده ای از پرونده ها، تجاوز به عنف را خود قربانی باعث شده است...» و تاکید بر اینکه آمار تجاوز به عنف امسال افزایش  پیدانکرده است و فقط بازتاب زیادی دارد وگرنه پلیس کارش را به خوبی انجام می دهد. (روزنامه همشهری28 آبان 88)به زبان دیگر زنی که کنار جاده یا در خانه اش مورد تجاوز چند نفر نا آشنا قرار گرفته حتما خودش مقصر بوده است.

در مباحث اجتماعی وقوع تجاوز جنسی ناشی از جمع شدن دو عنصر است.خشونت و عوامل جنسی که خوشبختانه در ایران هیچ کدام وجود ندارد یعنی نباید وجود داشته باشد زیرامشکل خشونت یکی دوسال قبل با طرح امنیت اجتماعی حل شد.ماموران اراذل را کتک زدند وآفتابه برگردن در خیابانها چرخاندندتا از آن به بعد اوباش دیگر جرات تخلف نداشته باشند.عوامل جنسی هم دائما زیر نظر هستند مثلا تابستان امسال به فروشندگان لباس اخطارداده شده بود که مانکن های پلاستیکی را از ویترین مغازه ها جمع آوری کنند یا سر و دست واعضای بدن آنها را جداکنند تا تحریک کننده نباشند.کانال  های غیر اخلاقی ماهواره با پارازیت، سایت های غیر اخلاقی اینترنتی با فیلتر و رفت و آمد وسطح لباسهای غیر اخلاقی هم که با گشت و نگهبانی کنترل می شود.اینها یعنی مسئولان به خوبی وظایف خود را انجام می دهند.پس چرا چنین جرائم بزرگی در کشور رخ می دهد؟

اگر حوادث قیامدشت،لواسان یا گوهر دشت در یکی از کشور های اروپایی یاآمریکا اتفاق افتاده بود تلویزیون در تمام بخشهای خبری خود آن را تکرارمی کرد و هر بار هم از کارشناسی دعوت می کرد تا بگوید که جوامع غربی چقدر دچار سقوط اخلاقی  و تباهی فرهنگی شده اند وعنقریب از شدت فساد اخلاقی متلاشی خواهند شد.اینها همان جوامعی هستند که یک سینماگر معروف را 30سال پس از جرم به زندان می اندازند. نکند سرمایه گذاریها و برنامه ریزیها برای هدایت اخلاقی جامعه چندان هم به بار ننشسته است و در زیر نمای ظاهری جامعه ای که می بینیم یک بحران جنسی بزرگ در حال جولان باشد.نکند چیز هایی که ما به آن آزار واذیت می گوییم مهمتر از یک جرم کوچک فردی باشند.بحرانی که مانند آتشفشانی خاموش گه گاه بزرگی و خطر خود را نشان می دهد.

 

ضمیمه روزنامه اعتماد صفحه 16   3 آذر 88

   + محمد سرابی ; ۱:٠٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸
    پيام ها ()

21 کشته معدن باب نیزو

21 کشته در 4 سال

 

 محمد سرابی

 

بالاخره اتفاقی که نباید بیفتد، باز هم افتاد. معدن زغال‌سنگ «باب نیزو» برای بار دوم منفجر شد و این بار 12 کارگر کشته شدند.

حدود 3 سال پیش وقتی خبر انفجار اول باب‌نیزو را شنیدیم، تلاش کردیم از هر راه ممکن به جزئیات حادثه و دلایل وقوع آن دست پیدا کنیم. 9 کارگر در این حادثه کشته شده بودند.

تنظیم و انتشار گزارش یک سال طول کشید و سرانجام در صفحه 12 روزنامه همشهری مورخه 21/6/85 و با عنوان «راه گریزی نبود» تمامی اطلاعات به دست آمده شامل اسامی کارگردان، وضعیت معدن، دلایل فنی انفجار و پیگیری حقوقی آن به چاپ رسید. فهیمی، وکیل خانواده‌های قربانیان همان زمان گفت که این اتفاق نه یک حادثه که قتل شبه‌عمد محسوب می‌شود.

گزارشی که بازرسان اداره کار و امور اجتماعی کرمان تهیه کردند 9 دلیل قطعی برای وقوع انفجار ذکر شده بود که همگی قابل شناسایی و پیشگیری بودند.

کارگران، تحت فشار صاحبان معدن و با وجود اینکه خطر را احساس کرده بودند، مجبور به ادامه کار در اعماق تونل‌های معدن زغال‌سنگ  شدند و سرانجام زندگی آنها با انفجاری به پایان رسید.

زمانی که گزارش در روزنامه همشهری به چاپ رسید، نمی‌دانستیم که این معدن خطرناک چه سرنوشتی پیدا می‌کند و آیا پیگیری حقوقی و اعتراض کارگران می‌تواند مانع حادثه بعدی شود؟

حالا حادثه تکرار شده است. با همان شیوه قبلی کارگران به درون معدنی فرستاده می‌شوند که به دلیل تراکم گاز متان و گرد زغال، قابل انفجار است.

هواکش‌ها یا کار نمی‌کنند یا خراب شده‌اند و کارایی ندارند. لوازم ایمنی کافی نیستند. به ترس و اعتراض کارگران توجهی نمی‌شود و آنها که چاره‌ای جز کار کردن برای معدن ندارند، به درون تونل می‌روند. جرقه‌ای و... این بار تعداد کشته‌ها بیشتر است.

 

  روزنامه همشهری 2 اردیبهشت 88 صفحه 5  

 

 

   + محمد سرابی ; ٧:۱٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
    پيام ها ()

همایش سالانه پژوهش ایدز

همایش سالانه پژوهش ایدز در ایران با شرکت کارشناسان و پژوهشگران این حوزه در بیمارستان امام خمینی برگزار شد.در این همایش که ریاست آن را دکتر مینو محرز و دبیری علمی آن را مهرناز رسولی‌نژاد برعهده داشت، 30 مقاله در حوزه‌های مختلف مرتبط با ایدز از جمله اعتیاد از سوی محققان  و پژوهشگران ارائه شد.

همایش سالانه پژوهش ایدز در ایران از 2جهت قابل‌توجه است؛ یکی اینکه برگزار کننده آن یکی از معدود مراکز تخصصی پژوهش در حوزه بیماری ایدز است و دوم اینکه سخنرانی‌های ارائه شده در همایش، طیفی متنوع از مقالات عمومی تا تحقیقات تخصصی آزمایشگاهی را دربر می‌گیرد.

همایش امسال تحت تأثیر ارتباط میان گسترش بیماری ایدز و اعتیاد تزریقی قرار داشت


دکتر سعید صفاتیان مدیرکل درمان و بازپروری ستاد مبارزه با مواد مخدر در سخنرانی خود با اشاره به این ارتباط گفت: یکی از مشکلات اصلی ما قانع کردن مدیران نسبت به کارایی برنامه‌های کاهش آسیب است.

خیلی اوقات مقامات بالا این برنامه‌ها را می‌پذیرند ولی مدیران پایین‌تر مقاومت می‌کنند. البته خوشبختانه در سال‌های اخیر این فضا تا حدی عوض شده است.

وی افزود: زمانی که ما توانستیم بخشنامه قوه قضائیه در مورد توزیع سرنگ در زندان‌ها را بگیریم راه سختی را طی کرده بودیم.

حتی به خاطر دارم یک مقام قضائی اروپایی با تعجب می‌گفت که صدور این بخشنامه به‌معنای این است که وجود اعتیاد تزریقی در زندان‌ها رسما  شناخته شده است.

صفاتیان در ادامه خاطرنشان ساخت : به‌عنوان کسی که 14 سال در حوزه اعتیاد فعالیت کرده است تأکید می‌کنم که بنا بر تجربه جهانی استفاده از معتادان بهبود یافته در برنامه کاهش آسیب بیشترین کارکرد را دارد.

وقتی یک معتاد بهبود یافته با کوله پشتی حاوی 100 سرنگ به محلات آلوده می‌رود، بیشتر از افرادی که تا به حال با اعتیاد تماس نداشته‌اند تأثیرگذار خواهد بود.

صفاتیان با اشاره به دستاوردهای 5ساله برنامه‌های کاهش آسیب بیان داشت: دستگاه خودپرداز سرنگ به‌عنوان بخشی از برنامه آسیب کاربرد خاص خودش را دارد.

داروخانه‌ها و مراکز بهداشتی از صبح تا عصر باز هستند ولی معتادی که نیمه شب به دنبال تزریق است و امکان دارد که با سرنگ مشترک تزریق را انجام دهد، هدف اصلی ساخت و توزیع این دستگاه‌هاست.

وی در پایان اظهار داشت: بعد از آمریکای جنوبی که سال‌هاست برنامه‌های کاهش آسیب را اجرا می‌کند ایران از جمله کشورهایی است که به موفقیت‌های خوبی دست پیدا کرده و امیدواریم در چارچوب ارتباطات بین‌المللی موفق شویم مراکز کاهش آسیب در کشورهای همسایه را با محوریت ایران به یکدیگر متصل کنیم.

دکتر آذرخش مکری، معاون مرکز ملی مطالعات اعتیاد نیز کنترل انتقال بیماری ایدز با کنترل اعتیاد را مورد توجه قرار داد و گفت: درمان نگهدارنده یکی از ارکان اصلی مهار انتقال ایدز است.

در کشورهای توسعه یافته بین 30تا 70 درصد معتادان تحت برنامه درمان نگهدارنده هستند؛ در حالی که کشور ما این آمار به 5 درصد می‌رسد.

این روانپزشک در شرح درمان نگهدارنده افزود: درمان نگهدارنده یعنی ماده مخدر ارزان خوراکی خالص با اثر ملایم که توسط اشخاص متخصص به معتاد داده شده و همراه با مشاوره و آزمایش روند خارج شدن ماده مخدر اصلی و جایگزینی آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

وی عنوان کرد: این درمان باید در 5 مرحله اثر خود را نشان دهد که از استمرار دریافت دارو و موفقیت در کاهش یا قطع ماده اول آغاز شده و به کاهش رفتارهای پرخطر و بهبود شاخص‌های شغلی و اجتماعی می‌رسد که در انتها به بازگشت معتاد به زندگی عادی مستقل از دارو ختم خواهد شد.

ما تا به حال به مرحله کاهش رفتارهای پرخطر با درمان متادون دست پیدا کرده‌ایم و آمارها نشان‌دهنده کاهش موارد تزریق در معتادانی است که تحت درمان نگهدارنده هستند، بنابراین گسترش بیماری ایدز در میان آنها کاهش پیدا می‌کند.

مکری درمورد مواد جایگزین دیگر نیز یادآور شد: «به غیر از متادون، بوپرونورفین و تنتوراوپیوم هم برای جایگزین کردن مواد مخدر استفاده می‌شود که بوپرونورفین 65 درصد و تنتوراوپیوم

 63 درصد از معتادان را در دوره درمان نگه‌داشته است.

مشاهدات نشان دادند که بوپرونورفین هم توانسته رفتار پرخطر را کاهش دهد ولی درمورد تنتوراوپیوم هنوز آمار دقیق مبتلایان به‌دست نیامده است.

دکتر مهدی صداقت، رئیس اداره ایدز وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از دیگر سخنرانان همایش بود که موضوع صحبت‌های خود را به آمار بیماری ایدز اختصاص داد و گفت: از 1990 تا سال 2005 موارد ابتلا به HIV در جهان 4 برابر شد و تا 40 میلیون نفر پیش رفت ولی با ارائه آمارهای جدید، روند کاهش این بیماری مشاهده شد که پیش‌بینی می‌کنیم این تعداد در پایان سال 2007 به 33 میلیون نفر برسد.

وی با ذکر اینکه در پایان سال 2010 در روسیه 8-5 میلیون نفر، در چین 15-10 میلیون نفر و در هند 20-15 میلیون نفر به ایدز مبتلا خواهند شد، ادامه داد: تا آخر مهر ماه سال‌جاری 18 هزار و 320 نفر آلوده به HIV در ایران ثبت شده است.

براساس برآوردهای جهانی احتمالا بین 70 تا 80 هزار نفر در ایران به HIV مبتلا هستند که اگر یک‌پنجم این تعداد توسط مراکز رسمی ثبت شده باشد نشانه مقابله مؤثر با این بیماری است.

دکتر صداقت درمورد مشخصات بیماران ثبت خاطرنشان کرد: از سال 80 تا 86 تعداد مبتلایانی که رابطه جنسی پرخطر را دلیل ابتلا به ایدز عنوان می‌کردند افزایش داشته است.

در میان این 18 هزار نفر 69 درصد دلیل ابتلای خود را تزریق مشترک مواد مخدر، 9/7 درصد رابطه جنسی، 3/1 درصد فرآورده‌های خونی و 6/0 درصد انتقال مادر به فرزند ثبت کرده‌اند، 1/21 درصد نیز دلیل ابتلای خود را نامشخص دانسته‌اند که در این مورد احتمال رفتارهای پرخطر را نباید از نظر دور داشت.

باتوجه به تأثیر تلاش‌های صورت گرفته در زمینه کنترل اعتیاد تزریقی و به‌تبع آن انتقال ویروس HIV از این راه به‌نظر می‌رسد روند رو به رشد الگوی انتقال جنسی بیماری ایدز هم شایسته توجه بیشتری است؛ همچنان‌که شرکت‌کنندگان در همایش نیز بر آن تأکید داشتند.

   + محمد سرابی ; ٦:٢٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٧
    پيام ها ()

آدامس اعتیاد آور پان پراگ


تا به حال کسی را دیده‌اید که به آدامس اعتیاد داشته باشد؟

خیلی‌ها به آدامس، پاستیل یا انواع جویدنی‌ها عادت دارند ولی اخیراً ماده‌ای به عنوان خوشبوکننده دهان به بازار آمده است که خواص اعتیادآور دارد. سر و کله پان پراگ از یکی دو سال قبل پیدا شد و در این مدت توانست بیماری‌های بسیاری را روانه دندان‌ها، دهان و تمام جسم کسانی  کند که با مصرف آن به خود می‌قبولاندند که احساس شادی و سرخوشی می‌کنند. پان مخدری برای نوجوانان است.

پان پراگ

پان به مواد گوناگونی گفته می‌شود که از سالیان بسیار دور در آسیای‌جنوبی و جنوب‌شرقی از پاکستان تا برمه تولید و مصرف می‌شده است. به‌طور کلی پان مخلوطی از ترکیبات گیاهی فرآوری شده است که در برگ‌های گیاه بتل Betel به شکل بسته‌های مثلث مانند پیچیده می‌شود.

در دوران قدیم پان یک محصول اشرافی و مخصوص طبقه ثروتمند بود که تولید و مصرف آن تشریفات خاصی داشت. ملکه نور جهان از ترکیب پان و چند ماده دیگر به عنوان خمیر آرایشی قرمزرنگ استفاده می‌کرد و تقلید از وی باعث گسترش مصرف پان در میان برخی از مردم شد. می‌دانیم که تنباکو پس از آغاز دوران استعمار وارد هندوستان شده است. از این رو آنچه  در قرن‌های گذشته به عنوان پان نامیده می‌شد مسلماً فاقد توتون بوده است.

امروزه در هندوستان 3 نوع اصلی از پان یافت می‌شوند. نوع تنباکویی که به نام‌های پان سوپاری، پان ماسالا و ساواپان شهرت دارد و از ترکیب توتون با دانه و میوه بتل به دست می‌آید. نوع میوه‌ای به نام متاپان که ظاهراً فاقد توتون و دانه بتل است و طعم شیرین دارد و نوع معطر که با اسانس نعناع و نام اولارنوپان شناخته می‌شود.

دو نوع آخر بیشتر شباهت اسمی با پان دارند و معمولاً هرگاه از پان نام برده می‌شود مقصود کالایی است که تنباکو  و بتل را با هم داشته باشد. در بنگلادش پان جزئی از فرهنگ و اقتصاد به حساب می‌آید؛ کمابیش مشابه همان نقشی که کوکا در اکوادور بازی می‌کند. کشاورزان گیاه بتل بیشتر از قبیله خاسیا هستند و در این کار مهارت زیادی دارند. محصولات بتل که اغلب در مزارع مرتفع کاشته می‌شود به خاورمیانه،  اروپا و حتی آمریکای‌شمالی نیز صادر می‌شود.

شهریور ماه سال گذشته «پان پراگ» در اعلامیه ستاد  مبارزه با مواد مخدر خود را نشان داد و رسانه‌ها متوجه رواج این ماده در شرق کشور شدند.  از همان زمان هم مشخص نبود که پان پراگ همان پان هندوستانی است یا از انواع مدرن شده ناس به دست آمده است.در گذشته ناس کم و بیش در نواحی شرقی هم‌مرز با افغانستان رایج بود.

البته هر بلایی که سیگار بر سر ریه می‌آورد، ناس بر سر دندان‌ها و لثه می‌آورد طوری که معتاد به ناس از روی دندان‌هایش و همین‌طور از روی تف کردن‌های پیاپی شناخته می‌شود. هنوز هم ناس در میان برخی از کارگران ساختمانی و خدماتی به خصوص کسانی که از آن سوی مرزهای شرقی آمده‌اند رواج دارد و کیسه‌های پلاستیکی کوچک که با خمیر سبزرنگ چرک پر شده‌اند را می‌توان در دست این افراد دید. طبیعی است که ماده‌ای با این مشخصات نمی‌تواند در میان نسل جدید گسترش پیدا کند و برای استقبال آنها حتماً باید از بسته‌بندی مناسب و تبلیغات که کافی استفاده کرد.

پان پراگ paan parag هم در واقع نه یک نام عامیانه بلکه یک عنوان و برند تجاری است که به شرکت kothari هندوستان تعلق دارد. روی تمام محصولات این شرکت اعم از آدامس، پاستیل، پودر، آب‌نبات و... عبارت فاقد تنباکو به چشم می‌‌خورد. بسته‌بندی‌ها از قوطی‌های بزرگ تا پاکت‌های بسیار کوچک هستند و اسامی و طعم‌های متفاوتی دارند.  نمونه‌هایی از محصولات این شرکت در ایران مشاهده شده‌اند ولی آنچه با نام پان پراگ در شرق ایران رایج است نه محصولات این شرکت است و نه ناس سنتی.

شهریورماه سال قبل جانشین دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر در نشستی خبری گفت که پان پراگ یک ماده مخدر صناعی است و عوامل سودجو آن را به عنوان خوشبوکننده دهان و با نام‌های راجا، گوتکا، چالیا، نبسوار، پان عربی، پان هندی، پان پاکستانی، ویتامین، ملوان زبل، پان اسفناج و ناس خارجی به جوانان و نوجوانان می‌فروشند. محمدرضا جهانی محل تولید این مواد را پاکستان و ترکیبات آن را تنباکو، آهک، خاکستر، ادویه، ساخارین و اسانس اعلام کرد. او ایجاد دلبستگی و اعتیاد را مهم‌ترین عارضه مصرف این ماده مخدر دانست و تأکید کرد که  از 11 نوع پان موجود در استان سیستان و بلوچستان 6 نوع آن حامل مواد مخدر افیونی بوده است.

فرمول‌های دیگری نیز برای تولید این ماده از ترکیب گیاهان آرکا و وین با برگ گیاه بتل وجود دارد. به نظر می‌آید هم در طول تاریخ و هم در دوران کنونی تولیدکنندگان دائماً به فکر ساختن ترکیبات جدید و متنوعی از پان بوده‌اند طوری که تعریف شکل یگانه‌ای از پان ناممکن شده است ولی شباهت همه این ترکیبات  در پی داشتن ابتلا به  سرطان دهان و بیماری‌های مشابه است. تحقیقات آژانس بین‌المللی تحقیقات سرطان (IARC) نیز این عوارض را تأیید کرده است.

گفته می‌شود پان به عنوان چهارمین ماده پر مصرف در جهان در کنار تنباکو، الکل و کافئین قرار دارد و حداقل 10درصد از جمعیت آسیای جنوب‌شرقی و شبه قاره هند از پان استفاده می‌کنند. اگرچه این آمار چندان دقیق نیست ولی آثار تف کردن‌های متعدد که با مصرف پان اتفاق می‌افتد روی پیاده‌روهای پاکستان، هند، بنگلادش، برمه و... نشان می‌دهد که معتادان به پان نباید از این تعداد کمتر باشند.فروردین‌ماه امسال مدیرکل درمان و بازپروری ستاد مبارزه با مواد مخدر در مصاحبه با خبرگزاری حیات گفت: «مصرف محدود پان پراگ می‌تواند وابستگی روانی ایجاد کند و ترکیبات آن موجب سرطان دهان و لثه خواهد شد.»

وی همچنین تصریح کرده است: «پیگیری موضوع پان پراگ به وزارت بهداشت و درمان واگذار شده است.» رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر هم در اواخر فروردین‌ماه پان رایک تهدید بهداشتی نامید و اعلام کرد وزارت بهداشت باید پیگیر این موضوع باشد. وزیر بهداشت نیز اظهار داشت که نامه‌ای به ستاد مبارزه با قاچاق برای جمع‌آوری پان پراگ ارسال شده است علاوه بر اینکه جمع‌آوری محصولات قاچاق نیاز به مجوز ندارد.

پان بیشتر از همه در استان سیستان و بلوچستان دیده می‌شود؛  جایی که مشکلات بی‌شمار زندگی جوانان را هدف گرفته است. رئیس اداره بهزیستی چابهار پان پراگ را مخدر رایج در شهرهای جنوبی چابهار خواند و در این باره تصریح کرده است: «به دلیل کاربرد آهک در ساخت این ماده، سرطان‌های دستگاه گوارش و تنفس بین افرادی که از این مخدر استفاده می‌کنند دیده می‌شود.»

با توجه به اینکه مواد اولیه نظیر گیاه بتل فرآوری شده گران‌قیمت هستند و محصولات موجود در ایران بسیار ارزان‌قیمت، پس پان موجود در ایران باید از ترکیباتی بدتر از نوع زیانبار اصلی ساخته شده باشد. مدیرکل دفتر سلامت روانی و اعتیاد وزارت بهداشت می‌گوید: «آنچه  ما متوجه شده‌ایم این است که پان محتوی تنباکو است؛  شبیه چیزی که قبلاً به عنوان ناس شناخته می‌شد. اینها به دلیل وجود موادی مانند آهک برای سلامتی بسیار مضر هستند و علاوه بر اینکه تمام عوارض سیگار را دارند به دلیل تهیه شدن در مکان‌های غیربهداشتی و روش‌های نادرست و همین‌طور نوع مصرف جویدنی، موجب بیماری‌های مختلف حفره دهانی مانند سرطان‌های مخاط دهان و تخریب دندان‌ها می‌شوند.»

محمد صابری‌ظفرقندی می‌افزاید «نوع عرضه محصول در ایران به صورت آدامس، پاستیل یا اجناس مشابه است که برای جذب جوان‌ها بسته‌بندی‌های جذابی هم دارند. اگرچه تولیدکنندگان به دلایل تجارتی ادعا کنند که این مواد فاقد تنباکو  یا هر ماده زیانبار دیگر هستند، تا وقتی که یک پژوهش علمی و آزمایشگاهی سندیت گفته‌های آنها را تأیید نکند ما بر این باور هستیم که این نوع مواد،  مصرف‌کننده را در معرض خطر قرار می‌دهد.»

پان، پان پراگ یا هر نام دیگری که برای این ماده استفاده می‌شود چه یک خوشبوکننده کثیف باشد و چه یک مخدر، اعتیادآور است و به دلیل قیمت پائین و تأثیر آرام دقیقاً قشر نوجوان و جوان را هدف گرفته است. اگرچه پان امروزه در استان‌های شرقی خود را نشان می‌دهد ولی اگر مراقب گسترش آن نباشیم نزدیک است که در کیف‌ها و کوله‌پشتی‌های بچه مدرسه‌ای‌ها جای خود را باز کند.

محمد سرابی روزنامه همشهری 8خرداد 87صفحه جامعه (20)

 

 
خوشبختانه این مطلب دست نخورده چاپ شدلبخند
 

   + محمد سرابی ; ٤:۳٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٧
    پيام ها ()