مبارزان نوجوان همسایهها را به جنگ میکشانند
روابط کلمبیا و ونزوئلا به خاطر فعالیت یک گروه شبهنظامی دچار تنش شده است. مدتی قبل رئیسجمهور کلمبیا ادعا کرد اعضای گروه فارک در ونزوئلا و تحت حمایت دولت آن هستند.
گروه فارک از دشمنان دولت کلمبیا است و پایگاههایی در نقاط جنگلی و مرزی این کشور ساخته است. فارک با 45سال سابقه، از قدیمیترین گروههای مسلح فعال در جهان است. اعضای آن بیشتر جوان و نوجواناند و از خانوادههای کشاورزان فقیر. پسرها و دخترها از نوجوانی جذب این گروه میشوند و در اردوگاهها زندگی میکنند. فارک با حمله به نیروهای دولتی و پادگانها، بمبگذاری در نقاط حساس و ربودن شخصیتهای مهم کشور یا خارجیها، با دولت کلمبیا مبارزه میکند. فارک در ابتدا شاخه نظامی حزب کمونیست کلمبیا بود، ولی از آن جدا شد و الان هزینههای جنگ را از تجارت مواد مخدر تأمین میکند.

آلواره اوریبه که باید تا مدتی دیگر ریاست جمهوری را به خوان مانوئل سانتوس واگذار کند، 15 روز مانده به پایان ریاست جمهوریاش فهرستی را ارائه کرد که بر اساس آن پنج نفر از فرماندهان فارک در خاک ونزوئلا هستند. این کار با واکنش تند هوگو چاوز، رئیسجمهور ونزوئلا مواجه شد. او با دستور آماده باش به ارتش و مستقر کردن نیروهای نظامی در مرز کلمبیا، اعلام کرد که آماده برخورد نظامی با این کشور است. شورای دفاعی ونزوئلا تشکیل شد و با اخراج دیپلماتهای کلمبیایی و فراخواندن دیپلماتهای ونزوئلا از کلمبیا، روابط سیاسی و تجاری دو کشور قطع شد. ونزوئلا کمک به گروه فارک و وجود پایگاههای آنها در این کشور را کاملاً رد کرده است، ولی اختلافات این دو کشور به این محدود نمیشود.کلمبیا روابط خوبی با امریکا دارد و
در سال 2009 به ارتش امریکا اجازه داد از چند پایگاه این کشور استفاده کند. ونزوئلا با امریکا اختلافاتی دارد و از این اقدام اعلام نارضایتی کرد.
به خاطر وضعیت خاص کشورهای امریکای لاتین و ارتباط آنها، هر نوع جنگ میتواند تمام قاره را تحت تأثیر قرار دهد. از وقتی اختلافات ونزوئلا و کلمبیا شروع شد، سیاستمداران منطقه و بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد از هردو کشور خواستند با انجام مذاکره از جنگ پرهیز کنند. در قرن بیستم درگیری نظامی گسترده و طولانیمدتی بین کشورهای امریکای جنوبی پیش نیامده است؛ اما به دلیل وجود گروههای شبهنظامی و همینطور مشکلات سیاسی و اقتصادی، تنشهای مختلفی در منطقه اتفاق افتاده است.
بحران در میان نوجوانان مهاجر
جهان - آشوبهایی که با کشته شدن یک جوان در فرانسه شروع شده بود چند روز ادامه داشت و برخورد پلیس شدت آنها را بیشتر کرد.
«کریم بودود»، جوان 27 ساله که مشکوک به سرقت و درگیری بود، براثر تیراندازی پلیس شهر «گرونوبل» کشته شد و از همان زمان این شهر پر از درگیری بین مردم معترض و پلیس شده است.

فرانسه مهاجرپذیر است و در چند دهه اخیر خیلی از مهاجران غیرقانونی افریقا و خاورمیانه که به اروپا میرفتند وارد فرانسه شدهاند. بر اساس قوانین این کشور، نمیتوان این مهاجران را
به سادگی اخراج کرد و بسیاری از آنها پس از مدتی میتوانند مجوز اقامت دریافت کنند؛ اما گرفتن مجوز اقامت به این معنی نیست که از همان موقع مثل فرانسویها زندگی میکنند. مهاجرانی که به صورت غیرقانونی وارد فرانسه میشوند یا آنهایی که خیلی فقیر هستند و تحصیلات یا مهارت خاصی ندارند معمولاً در شهرهای کوچک یا حاشیه شهرهای بزرگ خانههایی برای خودشان پیدا میکنند و بعد از مدتی محلههایی میسازند که همه اهالی آنها مهاجرنشین هستند. در این مناطق فقر، جرم، بیکاری و مشکلات اجتماعی زیادتر از بقیه نقاط است.
در سال 2005 دو نوجوان سیاهپوست که در حال فرار از دست پلیس پاریس بودند به درون یک مرکز توزیع برق در حاشیه این شهر رفتند و هر دو بر اثر برقگرفتگی کشته شدند. پلیس برای مبارزه با خرید و فروش مواد مخدر آنها را تعقیب میکرد. سارکوزی که در آن زمان وزیر کشور فرانسه بود، به آنها اهمیتی نداد و مردم معترض این محله حاشیه پایتخت، مدتی با پلیس درگیر بودند.
در این مدت خودروهای زیادی به آتش کشیده شد و شبها خیابانها ناآرام میشد. این اتفاقات باعث شد که موضوع مهاجرت و حاشیهنشینی در کشورهای اروپایی بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. بعضی از افراد نسل دوم این مهاجران، یعنی بچههایی که در یک خانواده مهاجر فقیر ولی در کشوری پیشرفته به دنیا میآیند، پس از مدتی دچار بحرانهای فرهنگی و اجتماعی میشوند و فاصله زیادی بین خودشان و دیگر نوجوانان احساس میکنند؛ البته خیلی از خانوادههای مهاجر هم جذب بازار کار میشوند و به موفقیتهایی میرسند.
«میشل دستو»، شهردار گرونوبل گفته است ساکنان منطقه ناآرام، عمدتاً مهاجر و فقیرند و نرخ بیکاری در آن بیش از ۱۰درصد است. پس از کشته شدن کریم بودود چندین خودرو و فروشگاه به آتش کشیده شد و پلیس عده زیادی را بازداشت کرد. خبرهایی از تیراندازی بین پلیس و مردم معترض هم رسیده است. سارکوزی که یک بار نتوانست این اعتراضات را کنترل کند، حالا باز هم با آشوبهای شهری مواجه شده است.
جاسوسبازی
جهان - محمد سرابی:
آخر هفته قبل ، روزی که احتمالاً شماره قبل دوچرخه به دست شما رسیده بود، روسیه و امریکا تعدادی متهم به جاسوسی را با یکدیگر مبادله کردند تا یک حلقه از ماجراهای جاسوسبازی به پایان برسد.
حدود دو هفته پیش ، وزارت دادگستری امریکا از دستگیری 11 نفر به اتهام جاسوسی برای روسیه خبر داد. 10 نفر در خاک امریکا و یک نفر به نام«کریستوفر متسوس»در قبرس بازداشت شدند. متسوس، اصلیترین فرد گروه 11 نفره، زمانی که دوستانش در خاک امریکا گیر افتادند خودش را به قبرس رسانده بود. او بعد از این که قاضی دادگاه قبرس حکم آزادی موقتش را صادر کرد، از دادگاه خارج شد و گریخت.

بعد از این ماجرا، برخی از تحلیلگران گفتند که این اتفاق خاطرات دوران «جنگ سرد» را زنده کرد . در آن دوران، داستان جاسوسهای روس و امریکایی بین مردم دنیا خیلی رایج بود. جنگ سرد دوره رقابت دو ابرقدرت بزرگ شوروی و امریکا بود که از پایان جنگ جهانی دوم شروع شد و تا آخر دهه 80 میلادی ادامه داشت. نظام اقتصادی شوروی، سوسیالیستی و نظام اقتصادی امریکا سرمایهداری بود. این دو کشور در جنگ جهانی دوم با هم متحد شدند و آلمان نازی را شکست دادند؛ ولی بلافاصله بعد از این که جنگ تمام شد، با هم دشمن شدند. هیچ وقت جنگ مستقیمی بین این دو کشور اتفاق نیفتاد و مشکل فقط به صورت تهدید ماند؛ اما خیلی از جنگها و درگیریهای داخلی به آن بستگی داشت، زیرا شوروی و امریکا سعی میکردند کشورهای بیشتری را زیر سلطه خود بیاورند. در طول جنگ سرد هر اتفاقی که در کشورهای مختلف جهان میافتاد با رقابت شوروی و امریکا ارتباط پیدا میکرد. بیشتر کشورها به یکی از دو طرف وابسته بودند؛ حتی بعضی از احزاب سیاسی یا گروههای مسلح هم تحت حمایت یکی از این ابرقدرتها بودند و خیلیها به جاسوسی یا وابستگی به شوروی و امریکا متهم میشدند.
در طول این دوره، رقابت در زمینههایی مانند تجهیزات نظامی، جاسوسی، صنعت و... ادامه یافت که باعث مسابقه تسلیحاتی، بزرگ کردن ارتشها، ساختن وسایل و روشهای جاسوسی با صرف هزینههای بسیار زیاد شد. شوروی و امریکا تلاش میکردند در کشورهای مورد حمایت طرف دیگر نفوذ کنند و دست به خرابکاری بزنند، جاسوسهایی به کشور مقابل بفرستند یا به صورت رسمی و صریح موضع بگیرند و همدیگر را تهدید کنند. برای همین در آن زمان هر اتفاقی نوعی توطئه تصور میشد. جنگ سرد با ضعیف شدن و فروپاشی شوروی و متحدانش تمام شد، ولی آثار آن دوران هنوز هم در روابط بینالمللی باقی است.
با این حال، دو هفته پیش، درست بعد از آن که رئیسجمهور روسیه به دیدن رئیسجمهور امریکا رفت، دولت امریکا اعلام کرد پس از چند سال پیگیری، 11 زن و مرد را که برای روسیه جاسوسی می کردند، دستگیر کرده است. دست کم در ابتدا، سیاستمداران امریکایی اظهار نظر خاصی در این مورد نکردند و پوتین، نخستوزیر روسیه هم که در آن زمان میزبان بیل کلینتون، رئیسجمهور سابق امریکا بود، فقط گفت امیدوار است این اتهام به روابط روسیه و امریکا لطمهای وارد نکند.
این افراد روسهایی هستند که از دهه 90 در امریکا زندگی میکنند. تعدادی از آنها مانند «آنا چاپمن» اصالت روسی خود را انکار نمیکردند. اف.بی.آی اعلام کرده آنها به دنبال به دست آوردن اطلاعات محرمانه و فرستادن آن به روسیه بودند. عوامل دولتهای خارجی که قصد فعالیت سیاسی و اطلاعاتی دارند باید از وزارت دادگستری امریکا مجوز بگیرند؛ البته همه افراد دستگیرشده اعتراف نکردند و روسیه هم جاسوس بودن آنها را تأیید نکرده است. اگر الآن دوران جنگ سرد بود، این اتفاق میتوانست روابط دو کشور را بحرانی کند، ولی با این که یکی از متهمها در قبرس فرار کرد، قاضی دادگاهی در امریکا برای «ویکی پلائز»، از زنان مظنون، وثیقه صادر و او را آزاد کرد. ظاهراً موضوع جاسوسی با گذشت این سالها از جنگ سرد دیگر اهمیت سابق را ندارد و البته این متهمان با چهار متهمی که روسیه قبلاً آنها را به اتهام جاسوسی برای غرب بازداشت کرده بود، مبادله شدند.
8 تاییها و20تاییها
جهان - محمد سرابی:
با وجود جلسههای طولانی و سروصدای معترضان، بعضی از سران کشورهای گروه 8 و گروه 20 مانند آلمان و امریکا، تماشای بازی فوتبال تیم کشورشان در جامجهانی را از دست ندادند.
مشکلات اقتصادی که این سیاستمداران باید درباره آن صحبت میکردند، زیاد بود؛ ولی جامجهانی هم کماهمیت نیست. امسال اجلاس گروه 8 و گروه 20 پشت سر هم در کانادا برگزار شده است. «گروه 8» خلاصه «گروه 8 کشور صنعتی جهان» است. در سال 1975 و زمانی که با بالا رفتن قیمت نفت مشکلات مالی زیادی برای کشورهای سرمایهداری به وجود آمده بود، سران فرانسه و آلمانغربی از انگلیس، ایتالیا، ژاپن و امریکا دعوت کردند در کنفرانسی این مشکلات را بررسی کنند. از همانجا «گروه 6» تشکیل شد.
یک سال بعد کانادا به این جمع اضافه شد و در سال 1998 روسیه که نظام اقتصادی سو سیالیستی را کنار گذاشته بود، عضو هشتم گروه شد و تا حالا هر سال کنفرانس گروه 8 در یکی ازاین کشورها برگزار میشود. به این گروه «هشت کشور صنعتی» هم میگویند که بیشتر از نصف اقتصاد آزاد جهان را در اختیار دارند و تصمیمهای آنها بیشتر از بقیه کشورهای دنیا اهمیت دارد. جلسات آنها نوعی گردهمایی است و اجباری برای اجرای مصوبات وجود ندارد، اما نتیجههای آن بعداً بر زندگی تمام مردم دنیا تأثیر میگذارد.
در سالهای بعد کشورهای دیگری به این گروه اضافه شدندکه اعتبار مالی و سیاسی کمتری از اعضای اولیه دارند؛ ولی باز هم در مناطق جغرافیایی خود مهم هستند. چین، هند، اندونزی، کرهجنوبی، استرالیا،ترکیه، عربستان، افریقای جنوبی، آرژانتین، برزیل، مکزیک، و همینطور رئیس دورهای اتحادیه اروپا با 8 کشور قبلی گروه 20 را ساختند؛ البته گروه 8 هویت خود را حفظ کرده است.
امسال یک روز قبل از کنفرانس گروه 20،سران گروه 8 جلسهای در شهرک موسکوکای کانادا تشکیل دادند تا راهحلی برای بحران مالی جهانی پیدا کنند.
در این جلسه معلوم شد که راهحلهای امریکا تفاوت زیادی با راهحلهای اتحادیه اروپا دارد. اروپاییها عقیده دارند که باید اقتصاد را با صرفهجویی و کمکردن مخارج کنترل کرد، ولی امریکا میخواهد با کمکهای مالی اقتصاد خصوصی را تقویت کند.
کنفرانس گروه 8 و گروه 20 محرمانه نیست و خبرنگاران میتوانند از آن گزارش تهیه کنند. بیشتر سخنرانیها درباره امور مالی یا مسائل وابسته به آن است؛ ولی معمولاً بحثهای سیاسی هم انجام میشود؛ مثلاً در بیانیه پایانی گروه 8 امسال به محاصره غزه، غرق کشتی کرهجنوبی توسط کرهشمالی، پرونده هستهای ایران و جنگ در افغانستان هم اشاره شده بود. بلافاصله بعد از پایان جلسه گروه 8 کنفرانس گروه 20 با اضافه شدن 12 کشور دیگر در شهر تورنتو شروع شد که مدت بیشتری طول کشید.
معمولاً برگزاری این جلسات همراه با اعتراض گروههای مختلفی است که در مقابل محل برگزاری گردهمایی جمع میشوند. این باراعتراضها شدید بود و چند هزار نفر در آن شرکت داشتند. چند خودرو پلیس آتش زده شد و نزدیک به 300 نفر بازداشت شدند. اعتراضها معمولاً در مورد سیاستهای مالی است که به ضرر فقرا یا کشورهای عقبمانده خواهد شد. مخالفان جهانیسازی، هواداران اقتصاد سوسیالیستی، طرفداران محیطزیست و... هم در این تجمعها شرکت میکنند. دولت کانادا برای حفاظت از محل کنفرانس و هتلها نزدیک به یکمیلیون دلارهزینه کرد، زیرا رؤسای قویترین کشورهای جهان در آن جاها حضور داشتند.
محاصره را تمام کنید
جهان - محمد سرابی:
بعد از یک ماه که از حادثه حمله به کشتیهای کمکرسان به غزه میگذرد، دولت فلسطین اشغالی کمی از محدودیتهای سه سال محاصره نوار غزه را لغو کرده است و اجناس بیشتری به دست مردم غزه میرسد.
ولی این باعث نشد که جرم رژیم اشغالگر فلسطین فراموش شود. مخصوصاً که رژیم صهیونیستی هنوز اجازه تحقیقات بینالمللی درباره آن حمله را نداده است. نوار غزه تکه زمینی بین مصر، فلسطین اشغالی و دریای مدیترانه است که 360 کیلومتر مربع مساحت و یک میلیون و 400 هزار نفر جمعیت دارد. این منطقه در جنگ 6 روزه 1967 میلادی به تصرف رژیم صهیونیستی درآمد و تا سال 2005 در اشغال آن بود.
در این سال بعد از مذاکره «یاسر عرفات» رهبر سازمان آزادی بخش فلسطین با رژیم صهیونیستی و مصر نوارغزه به دولت خودگردان فلسطین به ریاست عرفات تحویل داده شد. دولت خودگردان در همان سال قسمت دیگری به نام کرانه غربی رود اردن را هم تحویل گرفت. مدتی پس از درگذشت عرفات حرکت حماس برنده انتخابات دولت خودگردان فلسطین شد و به قدرت رسید.
اختلافات داخلی حماس و فتح میان غزه که اکثریت مردم آن طرفدار حماس هستند و کرانه باختری که هواداران فتح در آن بیشتر نفوذ دارند، جدایی انداخت. از آن پس نوار غزه در دست حماس و کرانه باختری رود اردن در دست گروه فتح باقی ماند. فتح روابطی با فلسطین اشغالی برقرار کرده است ولی حماس رسماً دشمنی با رژیم اشغالگر فلسطین را سیاست خود اعلام کرد و رژیم صهیونیستی به بهانه پرتاب موشکهای حماس از نوارغزه محاصره دریایی و زمینی آن را شروع کرد.
آب، برق و سوخت شهرهای درون نوارغزه از فلسطین اشغالی تأمین میشود. گذرگاه مرزی آن با مصر بسته است و ساحل هم با عبور کشتیهای رژیم صیهونیستی کنترل میشود. کشاورزی غزه نمیتواند مواد غذایی مورد نیاز مردم را تأمین کند. صنعت خاصی هم در آن وجود ندارد. زیرا ورود و خروج اجناس ساده نیست بنابر این میزان بیکاری زیاد و زندگی بیشتر مردم به کمکهای بینالمللی وابسته است. با قطع آب و برق وضع از این هم بدتر میشود. بعضیها از زیرمرز تونلهایی کندهاند که به خاک مصر میرسد ولی این کار با ساخت موانعی سختتر شده است. چند وقت قبل که محاصره شدید شد، مصر گذرگاه رفح را باز کرد ولی پس از مدتی دوباره آن را بست.
این بار که محاصره غزه طول کشیده بود، چند کشتی که حامل کمکهای بینالمللی بودند به سمت غزه حرکت کردند. نظامیان رژیم اشغالگر شبانه به یکی از کشتیها که متعلق به ترکیه بود حمله کردند، حدود 10 نفر از سرنشینان آن را به قتل رساندند و تعدادی را زخمی کردند. کشتی را ناگزیر به پهلو گرفتن در یکی از بنادر خود و سرنشینان آن را یکی دو روز بازداشت کردند. بعد از این اتفاق اعتراضهای زیادی در جهان به رژیم صهیونیستی شد و ارتش آن ادعا کرد سرنشینان کشتی به سربازان حمله کردهاند و نظامیان مجبور به دفاع شدهاند، ولی چون سرنشینان سلاح نداشتند حتی کشورهای دوست رژیم صهیونیستی هم به این تیراندازی انتقاد کردند. حالا رژیم صهیونیستی محاصره غزه را کمتر کرده، ولی بسیاری از کشورهای جهان میخواهند محاصره کاملاً لغو شود.
دریا سیاه شد
محیط زیست > آلودگی - محمد سرابی:
لکه نفتی خلیج مکزیک در طول این هشت هفته دو چیز را به شدت به خطر انداخته است: محیطزیست دریایی و ساحلی منطقه و اعتبار شرکت نفتی بریتیش پترولیوم.
بریتیش پترولیوم ، شل، شورون، اکسان موبیل و توتال پنج شرکت بزرگ و ثروتمند نفتی جهان هستند. بریتیش پترولیوم در سال 1909 و بعد از شروع استخراج نفت ایران تأسیس شد که در آن زمان شرکت نفت ایران و انگلیس نام داشت. 60 سال قبل نفت ایران ملی شد و از آن موقع نام این شرکت به نفت انگلیس (بریتیش پترولیوم) تغییر کرد. از آن سالها تا به حال این شرکت و شریکهایش در تمام جهان مشغول کار استخراج و تجارت نفت هستند.
بعد از انفجار و غرق شدن سکوهای حفاری خلیج مکزیک در روز 31 فروردین، لولهای که نفت را از چاه به سکوی سطح دریا میآورد شکست و نفت خام در عمق 1500 متری به درون آب دریا فوران کرد. اول مقدار فوران نفت روزانه چند هزار بشکه تخمین زده میشد، ولی وقتی لکه نفتی بزرگ و بزرگتر شد. این مقدار به 26 هزار و حتی 60 هزار و بیشتر هم رسید. هنوز هم دقیقاً مشخص نیست هر روز چهقدر نفت وارد آب دریا میشود. از طرف دیگر در این حادثه 11 کارگر سکوها ناپدید شدند که هنوز هیچ اثری از آنها به دست نیامده است.
متخصصان بریتیش پترولیوم اول سعی کردند با فرستادن یک ربات زیردریایی و بستن شیرهایی که روی لوله قرار دارد جریان نفت را قطع کنند یا با تزریق مواد خاصی به درون لوله باعث بند آمدن مسیر نفت شوند، ولی این کارها موفقیتآمیز نبود. بعد از آن به وسیله کشتیهای پاککننده شروع به جمعآوری نفت از سطح دریا کردند. ولی لکه باز هم بزرگتر شد.
تا حالا روشهای دیگری هم آزمایش شده است؛ مثلاً نصب یک قیف روی محل نشست و هدایت نفت به سوی مخزن کشتیها یا آتش زدن قسمتهای جدا شده از لکه اصلی. روش دیگر هم این است که با پاشیدن مواد شیمیایی لکه نفتی را به ذرههای بسیار کوچک تقسیم کنند تا پراکنده و محو شوند. اما این روش تا به حال برای لکههای کوچکتری که از منبع نفتکشها نشت کرده بود انجام میشد نه برای جریان مستقیم نفت از چاه.
مواد لکه نفتی بعد از آلوده کردن اقیانوس به ساحل ایالت لوئیزیانا هم رسیده و در بیشتر از 100 کیلومتر آن پخش شده است. ماهیها، پرندهها و تمام موجودات زندهای که درون اقیانوس زندگی میکنند یا به آن وابسته هستند به شدت آسیب دیدهاند و گروههای مردمی طرفدار محیطزیست در حال کمکرسانی به آنها هستند. تعدادی از ماهیگیران، صیادان میگو و صدف، صاحبان رستورانها و فروشندگان غذاهای دریایی هم از بریتیش پترولیوم و شرکای آن شکایت کردهاند. طبق قانون، این شرکت مسئول جبران تمام خسارتهاست و ارزش سهام بریتیش پترولیوم در 10 روز بعد از حادثه حدود 20 درصد کم شد.
در سایت اینترنتی این شرکت صفحه مستقلی به اخبار لکه نفتی و کارهای انجام شده درباره آن اختصاص دارد. به نظر نمیآید به این زودیها مشکل نشت نفت کنترل شود. صرف نظراز ضرر مالی، آسیب وارد شده به محیطزیست هم به سادگی قابل جبران نیست.
دوچرخه عید 89
کنفرانس افغانستان
جنگ فرسایشی و کنفرانس بینتیجه
محمد سرابی
کشورهای اروپایی شرکتکننده در اشغال افغانستان به این نتیجه رسیدهاند که هزینههای باقی ماندن در این کشور بسیار زیاد است و طالبان هم با این روش نابود نمیشود.

به همین دلیل چند وقت قبل کنفرانس افغانستان در شهر لندن برگزار شد تا مقامات افغان و کشورهای غربی به دنبال راهحلی برای ادامه جنگ در افغانستان بگردند.
بعد از حملات 11 سپتامبر 2001، امریکا که القاعده را در این حوادث مقصر میدانست، به افغانستان حمله کرد. در آن زمان افغانستان تحت تسلط طالبان، پایگاه اصلی القاعده بود. انگلیس هم در ابتدای این جنگ همراه امریکا شد. بعد از سقوط طالبان، کشورهای دیگری مانند اعضای ناتو هم به اشغالگران اضافه شدند؛ ولی با گذشت زمان نه طالبان به طور کامل از بین رفت و نه القاعده نابود شد. هر چند روز یک بار درگیریهایی بین سربازان خارجی و اعضای باقیمانده طالبان اتفاق میافتد یا تعدادی از مردم غیرنظامی کشته میشوند. طولانی شدن جنگ باعث شد بعضی از کشورهای اروپایی مانند اسپانیا، ارتش خود را از افغانستان خارج کنند. بعضی از کشورها مانند فرانسه هم امسال اعلام کردهاند که راهحل مشکل افغانستان، نظامی نیست.
حامد کرزای در انتخابات ریاست جمهوری امسال افغانستان به سختی پیروز شد و انتخاب وزرا و اعضای دولتش هم با بدبینی نمایندگان مجلس افغانستان همراه بود؛ حتی در روز معارفه وزرای جدید، طالبان توانست به عمق کابل و ساختمان ریاست جمهوری نفوذ کند. البته طالبان هم فهمیده که با این حملهها دولت از بین نمیرود و نیروهای خارجی هم شکست نمیخورند. بعضی از سیاستمداران خارجی عقیده دارند که باید با طالبان مذاکره کرد. ناتو طرحی را پیشنهاد کرده است که به شرط کنار گذاشتن اسلحه به طالبان پول پرداخت شود و نخستوزیر انگلیس هم از «افغانی کردن» اداره افغانستان صحبت میکند. البته بر خلاف اروپایی ها، امریکا در حال تقویت ارتش خود است.در کنفرانس لندن نتیجه خاصی به دست نیامد؛ با این حال چند ماه دیگر کنفرانسی در کابل تشکیل میشود تا گفتوگوهای لندن ادامه یابد.
آبخازیا-دیوار غزه-فساد سیاسی در افغانستان
آیا اینجا کشور است؟
محمد سرابی

در اولین انتخابات «آبخازیا» رئیس جمهور قبلی این کشور، «سرگئی باگاپس» دوباره رئیس جمهور شد
بیشتر کشورهای دنیا آبخازیا را کشور نمیشناسند. آبخازیا و اوستیا مناطقی از گرجستان هستند که ادعای جداییطلبی و تشکیل کشور مستقل را دارند.
در سال 2008 حوادثی در این منطقه رخ داد که باعث حمله روسیه به آنجا شد و دولت روسیه اعلام کرد برای حفظ جان اتباع خود که در معرض خطر نیروهای گرجستان قرار دارند وارد آبخازیا شده است. ارتش کوچک گرجستان در مقابل ارتش روسیه شکست خورد و عقبنشینی کرد. بعد از این حمله روسیه و بعد از آن ونزوئلا کشور آبخازیا را به رسمیت شناختند و باگاپس خود را رئیس جمهور خواند.
درون کشور روسیه هم بعضی از مناطق مدعی جداییطلبی هستند.چچن یکی از این مناطق است. مدتی پیش در این کشور انتخابات برگزار شد و «رمضان قدیراُف» که طرفدار اتحاد با روسیه است به قدرت رسید. الان چچن بخشی خود مختار است که زیر نفوذ و جزء خاک روسیه محسوب میشود ولی گروههای مسلح در این منطقه در حال جنگ با دولت و نظامیان روسیه هستند. معمولاً بیشتر کشورهای جهان چنین مناطقی را کشور محسوب نمی کنند.
حصار فولادی

تنها راه ارتباط نوار غزه با دنیای خارج در مرز مصر با دیواری فولادی پوشانده خواهد شد
این مرز تا به حال با سیمخاردار و موانع بتونی حفاظت میشد و امکان رفت و آمد از آن بسیار محدود بود. گذرگاه رفح تنها دروازهای است که میتوان از طریق آن وارد غزه شد و بقیه گذرگاهها همه به فلسطین اشغالی ارتباط دارند.
ساکنان غزه برای انتقال کالاهای مورد نیاز تونلهای زیر زمینی زیادی در زیر این خط مرزی کندهاند که آنها را به نقاطی در خاک مصر وصل میکند. دولت فلسطین اشغالی و کشورهای غربی میگویند که این تونلها راهی برای انتقال اسلحه به گروه حماس در نوار غزه است و حالا مصر قصد دارد مرز غزه را با دیواری بزرگ و آهنی بپوشاند.
دیوار قبلی بین غزه و مصر که خراب شد
هنوز بخش اصلی کار انجام نشده است ولی گفته میشود این دیوار 50 سانتیمتر قطر، 20 تا 30 متر ارتفاع و 10 کیلومتر طول دارد. برای جلوگیری از کندن تونل، پایه دیوار حدود 18 متر درون زمین ادامه پیدا میکند و حسگرهایی در عمق زمین نصب میشوند تا لرزش ناشی از حفاری را شناسایی کنند.
چند وقت پیش که اسرائیل غزه را محاصره کرد و راههای آن را بست، خراب شدن قسمتی از موانع مرزی و بازشدن راه در نزدیکی رفح باعث شد که ساکنان غزه به کمکهای مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند، ولی با ساخت دیوار فولادی احتمال تکرار این اتفاق خیلی کم خواهد شد.
پایینتر یعنی فاسدتر

حامد کرزای، رئیس جمهور افغانستان در حال تغییر اعضای کابینه خود است
بعضی از اعضای کابینه و مقامهای دولتی افغانستان متهم به فساد هستند و کرزای میخواهد در دور دوم ریاست جمهوری خود این اتهام را از دولت دور کند.
فساد در میان سیاستمداران فقط به معنی فساد اخلاقی نیست. وقتی از فساد اداری یا فساد سیاسی صحبت میشود منظور به کارگیری قدرت و امکانات سازمانهای دولتی یا وابسته به دولت برای کسب منافع مالی فردی یا گروهی است. رشوهخواری، خویشاوندگماری (شرکت دادن وابستگان در سمتهای دولتی)، سوءاستفاده از قدرت، اعمال نفوذ برای جلوگیری از اجرای قانون و تشکیل باندهای بزرگ برای گرفتن سمتهای مهم نمونههایی از فساد دولتی است. تقریباً بیشتر کشورهای جهان به شکلی دچار فساد اداری هستند ولی میزان آن تفاوت دارد. بعضی از سازمانهای بینالمللی فهرستهایی از دولتهای مختلف تهیه میکنند که رتبه آنها را در زمینه گسترش فساد اداری نشان میدهد. رتبه پایین تر یعنی فساد بیشتر. معمولاً هرچه یک کشور بیثباتتر، فقیرتر و دچار مشکلات سیاسی بیشتر باشد میزان فساد اداری در آن بیشتر است و از طرف دیگر همین فساد باعث پیشرفت نکردن آن هم میشود.
در کشورهای دچار فساد اداری انتصاب مقام های دولتی بیشتر از اینکه به مهارت و توانایی افراد بستگی داشته باشد وابسته به ارتباطات آنها با سیاستمداران است. همچنین سرمایههای دولتی و بودجه کشور اغلب توسط کسانی مصرف میشود که دارای روابطی با سیاستمداران باشند. وزیر خارجه و وزیر کشاورزی کابینه قبلی کرزای به فساد مالی متهم هستند ولی برخورد قانونی کاملی با آنها نشده است. قبل از اعلام کابینه جدید کنفرانسی در زمینه مبارزه با فساد در کابل تشکیل شد و کرزای در آن به صحبت در مورد مقابله با سوءاستفادههای دولت پرداخت، ولی یکی از مقامهای دولتی که به علت فساد مالی به 4 سال زندان محکوم شده بود در ردیف اول شرکتکنندگان نشسته بود و کرزای از او دفاع کرد. دستگاه قضایی افغانستان قدرت کافی برای برخورد با متهمان ندارد. معاون دادستان کل افغانستان در جلسه غیرعلنی مجلس فهرست اسامی 21 مقام دولتی مانند وزرا و استانداران را که به فساد متهم هستند اعلام کرد ولی تا به حال همه آنها اتهام خود را رد کردهاند.
کشور افغانستان به دلیل سابقه طولانی جنگ داخلی و دولتهای ضعیف و وابسته، با مشکلات زیادی روبهرو است. انتخابات اخیر ریاست جمهوری افغانستان با بحثهای زیادی همراه بود. تعدادی از وزرای کابینه جدید کرزای تابعیت دوگانه دارند یا فرماندهان جنگی گذشته هستند که این مسئله موجب اعتراض اعضای مجلس این کشور شده است.
دوچرخه ضمیمه روزنامه همشهری 10 دیماه 88
قذافی
قدیمیترین حاکم شمال آفریقا
محمد سرابی
معمر قذافی در کنفرانسی خبری در پایتخت روسیه گفت که نه برای مسایل سیاسی، بلکه فقط برای خرید اسلحه به روسیه رفته است.
از چند سال قبل که کشور لیبی شروع به برقراری روابط با شرق و غرب کرد، این چندمین سفر رئیس آن کشور به پایتخت یکی از کشورهای توسعه یافته است.معمر قذاقی، رئیس کشور لیبی از قدیمیترین حاکمان کشورهای آفریقایی است. او حدود 40 سال است که بر کشور لیبی حکومت میکند.

«معمر ابومنیار قذافی» مرداد 76 سال پیش (7 جولای 1942) در یکی از روستاهای دورافتاده لیبی متولد شد. لیبی که در شمال قاره آفریقا و بین کشورهای مصر و الجزایر قرار دارد، صاحب ساحلی طولانی در جنوب دریای مدیترانه است. این کشور در تاریخ باستانی خود جزئی از امپراتوری روم و بعد از آن قسمتی از سرزمینهای خلفای بغداد بود. در جنگ جهانی اول، ارتش ایتالیا وارد این کشور شد و تا 30سال بعد از آن بیرون نرفت. در این مدت لیبی مستعمره ایتالیا به شمار میآمد. زمانی که قذافی به دنیا آمد، مبارزات مردمی لیبی نتیجه داده و ایتالیاییها در حال ترک کشور بودند. البته کشور بیابانی لیبی، که مردم فقیری دارد، دچار مشکلات فراوانی بود. نداشتن دولت مرکزی قدرتمند آن را آشفته کرده بود. سال 9691 قذافی جوان به همراه گروهی از نظامیان با کودتا قدرت را در دست گرفتند. قذافی دو سال نخستوزیر بود، ولی پس از آن بدون اینکه مقام رسمی داشته باشد، بر لیبی حکومت میکند.از او در لیبی با عنوان رئیس و در نامههای رسمی با عنوان رئیس مجلس شورای انقلاب سوسیالیستی نام میبرند.در شهریور سال 1357، امام موسیصدر رهبر حزبا... لبنان، که برای سفری به لیبی رفته بود، در این کشور ربوده شد. دولت لیبی سال هاست که ادعا میکند امام موسی صدر از این کشور خارج شده، ولی مدرکها اکثراً این ادعا را نقض می کند. خرداد امسال یک قاضی لبنانی دستور بازداشت قذافی را به دلیل دست داشتن در ربودن امام موسی صدر صادر کرد.
رفتارها و پیشنهادهای قذافی اغلب باعث جلب توجه رسانههای خبری میشود. 5 ماه قبل او پیشنهاد کرده بود کشور ایالات متحده آفریقا از ترکیب تمام کشورهای آفریقایی تشکیل شود و ارتشی مشترک با دو میلیون سرباز داشته باشد.سال پیش او به فرانسه سفر کرد و در محوطه هتل دومارین پاریس، چادر بزرگی را به رسم صحرانشینان برپا کرد تا به جای هتل در آن اقامت کند. قذافی در بازگشت چادرش را به دولت فرانسه هدیه داد. امسال قذافی «سیلویو برلوسکونی»، نخستوزیر ایتالیا را به لیبی دعوت کرد و روزی را به نام روز دوستی ایتالیا و لیبی تعیین کرد. دولت ایتالیا هم پذیرفت که به خاطر 30 سال استعمار به لیبی غرامت بپردازد. قذافی در دیدار با برلوسکونی به او شمشیری را هدیه داد که 60 سال پیش نظامیان ایتالیایی در عقبنشینی از لیبی رها کرده بودند.
معمر قذافی هفت فرزند دارد. از زندگی شخصی او اطلاعات چندانی در دست نیست، به جز اینکه دچار بیماریهای مختلفی است و در اردیبهشت امسال خبرهایی از وخامت حال و بستری شدن او منتشر شده بود
دوچرخه- صفحه جهان
